صبح، زودتر از همیشه بیدار شدم، انگار که روزی خاص در پیش باشد. هوا هنوز گرگومیش بود، سکوتی لطیف فضا را پر کرده بود و تنها صدای تیکتاک ساعت در گوشهی اتاق شنیده میشد. نگاهی به ساعت انداختم. هنوز خورشید کاملاً طلوع نکرده بود؛ اما چیزی درونم، چیزی نامرئی، مرا از خواب بیدار کرده بود. […]
Read More