من زهرا اکبری هستم، دختری که روزی در دلش رویاهای شیرین و بیپایانی داشت. رویاهایی که در دل هر کدام از آنها دنیایی از امید و آرزو نهفته بود. دنیایی که در آن، تنها چیزی که میخواستم، یادگیری، پیشرفت و شکوفایی بود. روزهایی که در مکتب قدم میزدم و با اشتیاق به آینده نگاه میکردم، […]
Read More