میخواهم برایت قصهای بگویم، قصهای که نه در کتابها نوشته شده و نه کسی برایش لالایی خوانده است. قصهای که بوی بغض دارد، رنگ اشک دارد، و در دل خودش هزاران آرزوی سرکوبشده را جا داده است. دختر بودنم را از روزی که چشم باز کردم، فهمیدم. از همان لحظههایی که دیدم آزادی برای من […]
Read More