سایه‌ی فقر و اشتیاق و عید

در کشور ما، در کنار میوه‌های رنگارنگ و خوراکی‌های خوشمزه، محبت و عشق نیز همچنان بر سر سفره‌های عید جای دارد. همان‌طور که همه‌ی ما می‌دانیم، افغانستان عزیز ما همواره عیدهای فطر و قربان را باشکوه‌تر از بسیاری از کشورهای اسلامی، هم‌‍‌‌‌چون ایران و تاجیکستان، جشن می‌گیرد. مردم ما در روز عید لباس‌های سنتی افغانی […]

Read More

شمعی در تاریکی

در دل سرزمین زیبای افغانستان، من، دختری با رویاهای بزرگ، در یک خانواده‌ی بزرگ و مهربان بزرگ شدم. از همان کودکی، با شور و شوق به مکتب می‌رفتم و چشم‌های پر از امیدم به آینده‌ی بهتر دوخته شده بود. هر روز که به کلاس درس می‌رفتم، معلمانم با مهر و علاقه‌ای که به تدریس داشتند، […]

Read More

شمع خاموش

من یگانه دختر خانواده‌ی 8 نفری هستم که پنج برادر دارم و اتفاقاً کوچک‌ترین فرزند خانواده هستم. برخلاف برادرانم که در قریه تولد شدند، من در شهر به دنیا آمدم و از همان زمان در شهر زندگی می‌کنم. امروز می‌خواهم بگویم که بر خلاف دخترانی که در این سه سال (سه سالی که تحت حاکمیت […]

Read More

شلاق بر جسم، خنجر بر روح

بازتابی بر ظلم و بیداد در سرزمینی که سکوت فریاد می‌زند! آفتاب، مانند هر روز، با شکوه و آرامش طلوع می‌کرد. من هم با همان انرژی خاصی که از آغاز روزهای جدید سراغم می‌آید، آماده شدم. کتاب‌هایم را در آغوش گرفتم و در آینه‌ی قدنما به خودم خیره شدم. درخشش نایاب در چشمانم موج می‌زد؛ […]

Read More

باور به توانمندی‌های خود؛ سفر به دنیای امپاورمنت

زندگی پر از لحظات و تجربه‌هایی است که گاه ما را به چالش می‌کشد و گاه به اوج می‌برد. یکی از زیباترین تجربیات زندگی من زمانی آغاز شد که وارد برنامه‌ی کلستر شدم و در درس‌های امپاورمنت شرکت کردم. این درس‌ها نه تنها به من قدرت و توانمندی بخشید، بلکه درک عمیق‌تری از خودم و […]

Read More