مثل همیشه بیدار شدم، نماز خواندم و شروع به درس خواندن کردم؛ چون شب خیلی خسته بودم و نتوانسته بودم درس بخوانم. امروز دو مضمون امتحان داشتیم (دری و فزیک). دستور زبان دری را مرور کردم، صبحانه خوردم و برای رفتن به کورس آماده شدم. تصادفی در کوچه با شکیبا و عاطفه روبهرو شدیم؛ چه […]
Read More