رویاهای از دست‌رفته؛ در حسرت والیبال

دکمه‌های بالاپوشم را بستم تا سردی زمستان مرا مریض نسازد. برای پیمودن راه، قدم‌زدنِ آهسته را انتخاب کردم، چون هم وقت کافی داشتم و هم می‌خواستم زمینه‌ای برای تفکر خودم فراهم کنم. غرق در اندیشه‌هایم بودم که توپی به من برخورد کرد. به عقب نگاه کردم و دیدم گروهی از پسران منطقه مشغول بازی فوتبال […]

Read More

رویا و آرزوهای من؛ من که هستم؟

من که هستم؟ من که حتی نمی‌دانم کجا هستم، چرا هستم، چرا به این دنیا آمده‌ام، چرا زندگی می‌کنم؟ اصلاً زندگی چیست؟ چرا باید زندگی کنم؟ برای چه کسی یا چه چیزی؟ منی که به یاد ندارم تا هنوز کسی به من احترام گذاشته باشد. منی که هیچ‌کس برای خوشحال کردنم تلاشی نکرده‌است، در حالی […]

Read More

رویاها؛ بذرهای تغییر 

در سرزمین افغانستان، جایی که کوه‌های استوار شاهد تاریخ پرفرازونشیب آن‌اند، رویاها چراغ‌هایی هستند که در تاریکی‌ها مسیر را روشن می‌کنند. در میان سختی‌ها و چالش‌های زندگی، رویاها برای ما چیزی فراتر از آرزوهای ساده‌اند؛ آن‌ها امیدهایی‌اند که ما را به سوی آینده‌ی بهتر سوق می‌دهند. هر روز که در خیابان‌های شهر قدم می‌زنم، آثار […]

Read More

رویا چیست و چرا باید رویا داشته باشیم؟

رویا، کلمه‌ای است که هر بار شنیدن آن، قلبم را به تپش وا‌می‌دارد و چشمانم را به افق‌های بی‌پایان می‌دوزد. رویا فقط یک واژه نیست، بلکه نیرویی است که به زندگی ما معنا و جهت می‌بخشد. هر حرف از این کلمه‌ی زیبا حامل پیام عمیق و پرقدرت است که ما را به حرکت در مسیر […]

Read More

روزی که همه‌چیز خاموش شد…!

با صدای برخورد چیزی شبیه گلوله از خواب برخاستم. به هر طرف نگاه انداختم، کسی نبود. با پاهای لرزان به سمت دروازه قدم برداشتم؛ اما هنوز دستم به دستگیره نرسیده بود که گلوله‌ای به شیشه‌ی اتاق خورد و مرا متوقف کرد. با ترس به شیشه که حالا نقش زمین شده بود، نگاه کردم. این دومین […]

Read More