روز جهانی زن؛ از دردهای فراوان تا امید بسیار

در سرزمین زیبای افغانستان، که با درد و رنج آمیخته است، هشتم مارچ، روز جهانی زن، نماد شور و مقاومتی است که فراتر از محدودیت‌ها می‌درخشد. این روز فرصتی است تا قدرت و شجاعت زنانی را ارج نهیم که در دل کوه‌ها و دشت‌ها، با استقامت و عزم راسخ، داستان‌هایی از عشق و ایستادگی را […]

Read More

روز جهانی دختر و یک حرکت متفاوت از ما

بیست‌ونهم اپریل هر سال، روزی که در تقویم جهانی به‌نام دختر ثبت شده‌است؛ اما در سرزمین من، افغانستان، هنوز هزاران دختر حتی حق دیدن این تاریخ را روی دیوار و دروازه‌های مکتبِ بسته ندارند. با این‌همه، من و دوستانم تصمیم گرفتیم این روز را زنده نگه داریم؛ نه با شعار و تجمل، بلکه با گل، […]

Read More

روز تولد مزاری؛ روزی برای اندیشیدن و بیداری

در همین روزها، فصل تولد مردی‌ست که نامش با واژه‌هایی چون آزادی، عدالت و آموزش در حافظه‌ی تاریخی ما هزاره‌ها گره خورده است. این اسم بزرگ و روشنایی‌بخش بابه مزاری است. تولد او، فقط آمدن یک انسان به دنیا نبود، بلکه تولد یک اندیشه، یک آرمان و یک مسیر تازه برای مردمی بود که قرن‌ها […]

Read More

«یک‌سال است که از زنده و مرده‌ی دخترم خبر ندارم»

من از روزی می‌نویسم که اشک‌های یک مادر قلبم را در خون غوطه‌ور کرد. سخنان دردناک و اندوه‌بارش تمام دنیا را برایم تنگ و تار کرد. من نیز این درد و پریشانی‌ها را بر شانه‌های قلمم می‌نهم. می‌گویند مادر بودن یعنی رنج و دل‌واپسی داشتن، یعنی شب‌های سیاه و موهایی که تار به تار سفید […]

Read More

روایتی از یک ازدواج اجباری

یک روز در کلاس، کنار هم‌صنفی‌هایم نشسته بودم که یکی از آن‌ها گفت: «شنیدی؟ فضای مجازی پر شده از خبر عروسی دختر بیست‌ساله‌ای با مرد هفتاد ساله!» گفتم: «نه!» گفت: «می‌گن که دختر به خاطر ثروت زیاد آن مرد، با او ازدواج کرده.» این خبر، یاد حرف‌های دختری در بیمارستان را برایم زنده کرد؛ دختری […]

Read More