این داستان من است. داستان یک روز پرچالش، روزی که برای بهتر بودن از هر روز دیگر، تمام تلاش خود را بهکار گرفتم و خواستم بدرخشم. این یک روزی پر از هیجان و برنامهریزی برایم بود که با مخاطبان عزیز شریک میکنم. تمام روز به هفتهای که گذشت فکر کردم و فهمیدم هدفی را که […]
Read Moreما انسانها در زندگی، اغلب بهدنبال مادیات دنیا هستیم و در این میان، خود را کاملاً فراموش میکنیم. آنقدر از زندگی پرتوقع شدهایم که هر لحظه چیزی تازه میخواهیم و برای رسیدن به آن، زمین و آسمان را بههم میدوزیم؛ اما در این میان، خود، سلامت و آرامش روح و روان خود را از یاد […]
Read Moreدغدغهی نزدیک شدن زمستان ذهنم را به خود مشغول کرده بود. از اینکه سرما فرا برسد و من در برابر فرزندانم درمانده باشم، میترسیدم. امسال چهارمین سالیست که پدرشان بالای سرشان نیست. میترسیدم از نبود مواد سوخت و اینکه نتوانم لوازم درسیشان را فراهم کنم. با وجود اینکه تا حالا نتوانستهام امکانات تحصیلی مناسبی برایشان […]
Read Moreگاهی احساس میکنم در میان انبوهی از کلمات گم شدهام، کلماتی که هیچگاه گفته نشدند، هیچگاه نوشته نشدند؛ اما همیشه در گوشهای از دلم زنده ماندهاند. دلم میخواهد تمام این کلمات را جمع کنم، کنار هم بچینم، از آنها پلی بسازم به گذشته، به تمام لحظاتی که در گوشهای از قلبم جا ماندهاند؛ اما مگر […]
Read More