روزی روزگاری، دختری نهساله در هرات، کودکیاش را با شور و هیجان سپری میکرد. فصل خزان سال ۱۳۹۹ بود. برگها زرد شده بودند و همهجا غبارآلود بود. رنگ آسمان دلنشین و زیبا شده بود و پرندگان بر شاخههای درختان چهچهه میزدند. نسیم خنکی میوزید و بوی خاک نمخوردهی خاک در فضا پیچیده بود. همهی سرگرمیهایش […]
Read More