امروز، وقتی به موتر سوار شدم تا به خانهی مامایم بروم، در میانهی راه خانمی همراه یک دخترک تقریباً دو و نیم تا سه ساله سوار موتر شد و دقیقاً در چوکی کنار من نشست. وقتی به چهرهی این خانم دیدم، خیلی برایم آشنا بود؛ اما نتوانستم او را به یاد بیاورم که کیست و […]
Read More