همهچیز از لحظهای در کودکیام شروع شد، درست همان لحظهای که دور و اطرافم پر از آدمهایی بود که برای تولد پنج سالگیام دور هم جمع شده بودند. اتاقی که جشن تولدم در آن برگزار شده بود، کوچک بود و در حد پانزده نفری گنجایش داشت و دیوارهایش خیلی سفید و تمیز بود. من دقیقا […]
Read More