طالبان و آزار اقلیت‌ها: حکایت تلخ یک دختر هزاره‌ی اسماعیلی

هوای صاف و با سخاوت بر افق بام خانه‌ی رویا (اسم مستعار) در اسلام‌آباد گسترده بود. وقتی برای دیدنش رفتم، سلام کردم و دستم را برای دست دادن پیش بردم؛ اما دستانش می‌لرزید. شاید از نگرانی بود یا از سرمای هوا. من اما بیشتر اضطراب را در چهره‌اش می‌دیدم تا تأثیر سردی هوا. با این‌حال، […]

Read More

طالبان قلب و روح مرا کشت

زندگی زهره پیش از سقوط افغانستان، با وجود مشکلات، امنیت و نظم نسبی برای او فراهم کرده بود. او باور دارد که طالبان با اقدامات خود به روحیه و زندگی مردم، به‌ویژه زنان، آسیب جدی وارد کرده‌اند. برای هزاره‌های اسماعیلی، تلاش طالبان برای از بین بردن هویت، تاریخ، مذهب و فرهنگ، زخم عمیق و دردناک […]

Read More

از مشهد تا مریلند؛ گفت‌وگو با علی احمدی نویسنده‌ی کتاب «گل‌شهر»

زندگی دشوار و  پراز مشقت مهاجران افغانستانی در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در میان فرهنگیان و دانش‌آموختگان کسانی باید باشند که آستین برزنند و قلم بگیرند. در پای سخنان مادرانی بنشینند که هم‌چون «ننه‌ی مزاری» برای درس و آموزش فرزندان خود سختی‌ها کشیده، پشم ریسیده، خیاطی کرده، در کشتزارها، دامداری‌ها و کوره‌های […]

Read More

نان به نرخ تحقیر؛ «شما کشور ما را به گند کشیده‌اید…!»

وضعیت مهاجران افغانستانی در ایران پر از دشواری‌های تحقیرآمیز است. با مهاجرانی که در ایران زندگی می‌کنند یا تجربه‌ی زندگی و کار در ایران را دارند، اگر پنج دقیقه صحبتی با آنها بکنید، با درد و افسوس، از درد و رنجی که کشیده‌اند با شما قصه می‌کنند. نداشتن «نان» برای مردم افغانستان چه در کشور […]

Read More

ریاضی‌دان ده‌ساله؛ اگنیس دنبال رویاهای بزرگش می‌رود

در 20 دسامبر ۲۰۲۴ با آشنا شدم. اگنیس، دختر ده ساله‌ی هزاره است که در «پیشوای» ایران به دنیا آمده است. پدرش نیز زاده‌ی ایران است. خانواده‌ی اگنیس در اوایل جنگ‌های شوروی برای جست‌وجوی زندگی بهتر و به امید در امان ماندن از خشونت‌ها و تاریکی‌ جنگ، افغانستان را ترک کردند. در این گزارش داستان […]

Read More