روایت چهار رویا

در ظاهر، فقط یک تغییر نظام و تغییر حکومت بود. شاید برای بعضی‌ها همین‌قدر ساده به نظر می‌رسید؛ اما امان از ضربه‌هایی که بر زنان و دختران وارد شد، ضربه‌هایی که زندگی بسیاری را ویران کرد و حتی آرزوهایشان را برای همیشه از بین برد. امروز می‌خواهم از خودم و دوستانم بنویسم، از زخمی که […]

Read More

درد دوری، کمرِ پدر را شکست

سلام برادر عزیزم! حالت چطور است؟ شنیدم که امروز صبح به طرف مرز ترکیه حرکت کردی. دلم برایت یک ذره شده است؛ فقط کافی است صدایت را بشنوم تا اشک‌هایم بی‌اختیار بریزند. مدت یک هفته می‌شود که مادر ماتم سر داده است. شب‌ها اصلا نمی‌خوابد و همیشه به فکر توست؛ تنها می‌خواهد صدایت را بشنود […]

Read More

چرا هر بار او محکوم می‌شد؟

وقتی برای اولین بار مادر شد، همه منتظر بودند نوزاد را ببینند. قابله لبخند زد و گفت: «دختر است.» او با تمام خستگی زایمان، دختر کوچکش را در آغوش گرفت و بوسید. برایش مهم نبود دختر است یا پسر، فقط خوشحال بود که کودکش سالم به دنیا آمده است. اما هنوز چند ساعت از تولد […]

Read More

تلاش کن تا بدرخشی!

تا به حال از خود پرسیده‌اید چرا بعضی از انسان‌ها با وجود سختی‌های فراوان به موفقیت می‌رسند؛ اما بعضی دیگر خیلی زود دست از رویاهای خود می‌کشند؟ به نظر من، تفاوت در استعداد یا شانس نیست، بلکه در اراده، پشتکار، تلاش و ادامه دادن است. در طول تاریخ، افراد زیادی با پشتکار و تلاش به […]

Read More

پایان یک آغاز

زندگی مانند یک رود روان است؛ بی‌وقفه حرکت می‌کند و هرگز نمی‌ایستد. گاهی در دل این جریان بی‌پایان، لحظاتی پیش می‌آید که مانند یک برگ خشک میان جریان زندگی شناور می‌مانیم. در آن لحظات فکر می‌کنیم که پایان یافته‌ایم و به آخر خط رسیده‌ایم؛ اما شاید حقیقت چیز دیگری باشد. شاید همان لحظه‌ای که فکر […]

Read More