عید قربان؛ روایتی از همدلی و بخشش در فرهنگ ما

امروز فضا مملو از عطر و بوی خوش انتظار است. عید از راه رسید. روزی که همیشه در قلب‌های عزیزِ مردم کشورم، افغانستان، نمادی از خوشبختی، شادی، همدلی، همبستگی و رحمت بوده است. عید قربان، یادآور بزرگ‌ترین درس زندگی و تسلیم در برابر خداوند است، روزی که حضرت ابراهیم با قلبی سرشار از ایمان، آماده […]

Read More

عید قربان امسال؛ میان خاطره‌های گذشته و امید امروز

سال‌های گذشته وقتی عید قربان نزدیک می‌شد، شور و شوق خانه‌ی ما رنگ دیگری داشت. از چند روز قبل، همه مصروف آماده‌گی می‌شدند. مادرم خانه را پاک می‌کرد، پدرم دنبال خریدهای ضروری می‌رفت و ما بچه‌ها با ذوق منتظر روز عید می‌ماندیم. آن روزها ساده بود، اما دل‌ها آرام و خوشحال بود. امسال اما حس […]

Read More

عید از راه رسید؛ اما‌ مثل گذشته نه!

عید آن سال‌ها فقط یک مناسبت نبود، یک زندگی کامل بود که در چند روز خلاصه می‌شد؛ اما اثرش تا ماه‌ها در دل می‌ماند. هنوز هم اگر چشم‌هایم را ببندم، می‌توانم صدای همان روزها را بشنوم. صدای آب، صدای خنده، صدای مادر که از صبح زود بیدار بود و می‌گفت: «وقت کم است، عید نزدیک […]

Read More

رویای رهبریِ زنانه

ما حالا در جاده‌ی قدم برداشتیم که خیلی طولانی و زمان‌بر است و حتی شاید عمر ما هم برای رسیدن به آخر آن کفاف ندهد، پس ما چقدر آماده‌ایم تا این جاده را تا آخرین نفس ادامه بدهیم؟ رویای رهبری زنانه برای ما دختران رویایی‌ست که به زندگی ما معنا می‌بخشد و مسیر و جهت […]

Read More

روایت من؛ از راه‌یافتن به جمع صد زن موفقِ کارآفرین جهان

من از جایی می‌آیم که رویا داشتن همیشه ساده نیست؛ از جایی که دختر بودن، گاهی به معنای جنگیدن است، نه فقط برای پیشرفت، بلکه برای ابتدایی‌ترین حق‌ها. از جایی که درها یکی‌یکی بسته شدند و آینده ناگهان به چیزی مبهم و دور تبدیل شد؛ اما در همان تاریکی، من یاد گرفتم که حتی وقتی […]

Read More