طالبان و آزار اقلیتها: حکایت تلخ یک دختر هزارهی اسماعیلی
هوای صاف و با سخاوت بر افق بام خانهی رویا (اسم مستعار) در اسلامآباد گسترده بود. وقتی برای دیدنش رفتم، سلام کردم و دستم را برای دست دادن پیش بردم؛ اما دستانش میلرزید. شاید از نگرانی بود یا از سرمای…
بیشتر