چهل روز در چنگ پشه‌های دنگی و هفت ماه دور از خانواده

پرویز و دو پسرش پس از ۴۰ روز ماندن در اردوگاه اخراج مهاجران در پاکستان، از این کشور اخراج شدند و تا کنون که بیشتر از هفت ماه می‌گذرد، او موفق نشده است که پس به پاکستان، پیش خانواده‌اش برگردد.… بیشتر

از ترس طالبان در خیابان تا ترس از خانواده در خانه

برای محبوبه و معصومه، یک روز عادی برای خرید به بازار، به یکی از ترسناک‌ترین خاطره‌های زندگی‌شان تبدیل شده است؛ روزی که محبوبه و دخترخاله‌اش معصومه، در حالی که حجاب داشتند و روسری بر سر کرده بودند، از سوی نیروهای… بیشتر

«زیر خیمه‌ها» در محاصره‌ی طالبان؛ هزاره‌ستیزی و اخاذی در بازار جبرییل

بازار نگین، معروف به «زیر خیمه‌ها» یا «شلوغ‌بازار»، برای مردم جبرییل هرات فقط مجموعه‌ای از دکان‌ها نیست؛ بخشی از زندگی روزمره‌ی آنان است. بازاری پررفت‌وآمدی که سال‌هاست مردم جبرییل و شهرک‌ها و روستاهای اطراف برای خرید و فروش به آن‌جا… بیشتر

 در قعر تاریکی؛ پدری که از آینده‌ی دخترانش می‌ترسد

برای یک پدر، آینده‌ی فرزندانش باید با مکتب، بازی، آموزش، کار، انتخاب و رویاهای کوچک و بزرگ گره خورده باشد؛ اما برای نصرالله، باشنده‌ی کابل، آینده بیشتر از آن‌که تصویر روشنی از زندگی فرزندانش باشد، یک پرسش بزرگ و نگران‌کننده… بیشتر

خاطره‌ی فرار؛ از بیابان‌های مرگبار هلمند تا مکتب‌های امیدبخش در آلمان

مبین و خانواده‌اش فعلا در آلمان زندگی می‌کنند. او و همسرش هفت فرزند دارند. آن‌ها از زندگی در آلمان راضی هستند و از این که فرزندان‌شان در آن‌جا به تمام امکان‌های زندگی دسترسی دارند و در چهار سال گذشته زبان… بیشتر