رنگی در روزهای خاکستری؛ نقاشی چگونه لبخند را به لب خورشید بازگرداند؟

او روزی دانش‌آموزی بود که برای آینده‌اش برنامه داشت و خود را در صنف‌های بالاتر، دانشگاه و دنیایی بزرگ‌تر تصوور می‌کرد؛ اما خیلی زود فهمید که سرنوشتش قرار نیست مطابق رویاهایش پیش برود. با این همه، در میان روزهای طولانی… بیشتر

پس از تظاهرات جبرییل؛ هرات در سایه‌ی ترس و انتظار

بامداد سه‌شنبه، زمانی که بسیاری از خانواده‌ها فرزندان‌شان را برای رفتن به مکتب آماده می‌کردند، جبرییل یک اعتراض خیابانی و یک صحنه‌ی خشونت‌بار از سوی نیروی‌های طالبان را تجربه کردند. گروه طالبان بر جمعیت معترضان حمله کردند و آنان را… بیشتر

روایت هادی از زنده ماندن پس تیراندازی مرزبانان ایرانی

در افغانستان امروز، گاهی فاصله‌ میان خانه و مرز، فاصله‌ی میان زندگی و مرگ است. هزاران جوان بی‌کار و ناامید، هر روز میان ماندن و رفتن تصمیم می‌گیرند. تصمیمی که برای بسیاری نه از سر آرزو، بلکه از سر ناچاری… بیشتر

دشواری‌های مادربودن در میان محدودیت‌ها

هرروز صبح‌ پیش از آن‌که آفتاب بر بام‌های هرات بتابد، فهیمه از خواب برمی‌خیزد. خانه را مرتب می‌کند، برای کودکانش صبحانه آماده می‌کند، به کارهای روزمره می‌رسد و در میان همین مشغله‌های معمول، تلاش می‌کند برای دو فرزندش مادری باشد… بیشتر

سفر خاکستری؛ روایت یک مهاجر بی‌صدا

همه چیز از روزی شروع شد که وطنم دیگر بویی از امیدواری و رسیدن به آرزوها را نداشت. دیگر دلگرمی‌ای برای بیرون رفتن و خوش‌گذرانی با دوستانم نبود و آن خیال‌پردازی‌هایی که چطور در دانشگاه با هم‌صنفی‌های جدید آشنا شوم،… بیشتر