شامِ تار هزارهها؛ خاطرههای تلخ یک مرد مهاجر از کابل و سالهای تبعید
«وقتی به قصههای خانوادههای دختران کشتهشده در مکتب سیدالشهدا گوش میدادم، عمق درد در وجودم هر روز بیشتر میشد. با پدر زرغونه گفتوگو کردم. میگفت که جسد دخترش را از یکی از شفاخانههای برچی پیدا کردند. یک توتهی آهن در…
بیشتر