پرده را پس میزنم (۲۸)؛ قصهی طالبان اشتراک در یک بحث سیاسی برای من تجربهای کاملاً جدید بود. حس میکردم همهی حرفهایی… فوریه 20, 2026 65
پرده را پس میزنم (۲۷)؛ قصهی یک مهمانی دیروز حوالی ساعت دو بجهی بعد از ظهر، پدرم به خانه آمد و به مادرم… فوریه 20, 2026 70
پرده را پس میزنم (۲۶)؛ قصهی عشق و امید پس از انجام ورزش صبحگاهی، جان تازهای گرفته بودم و انرژی مثبتی در وجودم به… فوریه 20, 2026 69
پرده را پس میزنم (۲۵)؛ قصهی قهوهی تلخ (قسمت پنجم) وقتی وارد اتاقم شدم، یکراست به بستر رفتم و دراز کشیدم و بعد… فوریه 20, 2026 69
پرده را پس میزنم (۲۴)؛ قصهی خر بودن من! (قسمت چهارم) هر روزی که در اسلامآباد بیشتر میمانم، فرصتی مییابم تا دور و برم… فوریه 20, 2026 83
پرده را پس میزنم (۲۳)؛ قصهی بازی صلح بر روی زمین (قسمت سوم) از دیروز، فضایی که در خانه داریم، چیزی شبیه دوران جنگ، یا وضعیتی… فوریه 20, 2026 67
پرده را پس میزنم (۲۲)؛ قصهی اسلامآباد (قسمت دوم) زندگی در اسلامآباد، هر روز چهرهی تازهای از خود نشان میدهد. معجون جالب «بیم» و… فوریه 20, 2026 104
پرده را پس میزنم (۲۱)؛ قصهی اسلامآباد (قسمت اول) قصهی بهار، حداقل تا این بخشی که خود او خواسته است روایت کند،… فوریه 20, 2026 281
پرده را پس میزنم (۲۰)؛ قصهی صبر مادرم (قسمت پنجم) در حالی که موتر به سمت شفاخانه حرکت میکرد، ترس عمیق و اضطراب شدید در… فوریه 20, 2026 69
پرده را پس میزنم (۱۹)؛ قصهی یک خشم (قسمت چهارم) درسهای امپاورمنت، هر روز دریچهی تازهای را بر روی من میگشود. احساس میکردم این درسها… فوریه 20, 2026 308
پرده را پس میزنم (۱۸)؛ قصهی یک جرقه و یک نور (قسمت سوم) در سنی که باید در دنیای رنگارنگ و شاداب دخترانهام غرق میشدم، احساس میکردم که… فوریه 20, 2026 72
پرده را پس میزنم (۱۷)؛ قصهی رنجهای من (قسمت دوم) روایت گذشته، بخشی از زندگی مادرم را بازگو میکرد و حالا نوبت به زندگی خودم… فوریه 19, 2026 59