قصهی سمیه و بریدن از امید و آرزوهایش کابل، این شهر پرهیاهو، دیگر آن درخشندگی و زیبایی پیشین را ندارد. پس از قدرتگیری… مارس 16, 2026 109
قصهی یک دوستی ماندگارقصهی یک دوستی ماندگار با او درست هفت سال قبل آشنا شدم. صنف هفتم بودم و تازه واردِ کلاسشان.… مارس 16, 2026 113
قصههای نا تمام در دنیای خاموش با من ای آسمان گریه کن گل و لاله و ارغوان گریه کن صبحی بود… مارس 16, 2026 96
کودکی زیر برفهای کابل صدایی در گوشم میپیچید. احساس خستگی میکردم و چشمانم سنگین شده بود. نمیتوانستم از خواب… مارس 16, 2026 103
از خانه تا مکتب؛ مبارزه برای حقوق زنان از خواب بیدار شدم و چشمهایم را باز کردم. بعد از انجام برخی از کارهای… مارس 16, 2026 121
فقر و تنگدستی، من را قربانی ازدواج کرد! این دل تنگم کمی خلوت و اندکی گوشهنشینی میخواهد. میل دارد بال بگشاید و به… مارس 16, 2026 98
فصل تازهای در مکتب پاییز ۱۴۰۲ برای من و خواهرم شروعی دوباره بود؛ زمانی که با خود گفتم: باید… مارس 16, 2026 99
فریادهای خاموش را سرخواهیم داد! در سرزمینی که خورشید از پشت کوههای بلند و خشن بیرون میآید و بادهای سرد… مارس 16, 2026 107
فریاد در سکوت و آواز ناتمام لبخند دخترک در جا خشکید وقتی که لتوکوب مادرش را دید. در کنار دیوار ایستاده… مارس 16, 2026 193
مادرم؛ کلید رویاهایم روزی خوبی بود. کلاس تقریبا تمام میشد که صدای فریادی را شندیم. دیگر از خود… مارس 16, 2026 197
نوروز؛ پیامی از امید و زندگی نو نوروز آمد و خستگیهای سال کهنه را از بین برد، امیدهای خاموش شدهی ما را… مارس 16, 2026 98