بدن زخمی همسایه و دل بیقرار من ناخواسته چشمانم از خواب پریدند. گویا صدایی مرا بیدار کرده بود؛ صدایی که در سرم… مارس 2, 2026 66
بابه مزاری و طلوع دوبارهی هزاره هر کشتی نیاز به ناخدایی دارد تا در برابر طوفانهای خشن و بیرحم دریا، کشتی… مارس 14, 2026 66
در آخرین روز مکتب امروز، آخرین روز امتحانات مکتب است و امتحان «تعلیمات مدنی» داریم. صبح با هزار نگرانی… مارس 5, 2026 66
هر شب دختری برای آیندهی روشن در کابل دعا میکند هر شب، وقتی آسمان کابل آرامآرام تاریک و چراغ خانهها یکییکی روشن میشود، من کنار… فوریه 18, 2026 66
روزی که شریفه را کشتند با آمدن طالبان در 15 آگست 2021 میلادی، نه تنها زندگی مردم به تاریکی کشانیده… مارس 12, 2026 66
کابل؛ جایی که درد میبارد و امید میروید میخواهم از خاطرهی روزی بنویسم که چشمدیدهایم مرا از تغییر مثبت وضعیت کشورم ناامید کرد… مارس 16, 2026 66
از چشمه تا به گور؛ مینه رفت هوا رو به روشنایی میرفت. صدای پرندگان نوید یک صبح تازه را میداد. مرغان و… مارس 1, 2026 66
گذر زمان؛ از مکتب تا قرنطینه و فراتر از آن حضور من در مکتب، روزهایی بود که چگونه سپری شد؟ سال ۱۳۹۱، سالی که من… فوریه 26, 2026 66
بهترین دوستم، کتاب وقتی کوچک بودم، بزرگان میگفتند که بهترین دوست هر انسان کتاب است. با خودم میگفتم:… مارس 16, 2026 66
سفری در آغوش یادها؛ مالستان من بازگشت به زادگاهم، ولسوالی مالستان ولایت غزنی، پس از هشت سال، تجربهای سرشار از احساسات… مارس 14, 2026 66
صدای زنگ امید در یکی از روزهای گرم تابستان در کنار خانوادهام زندگی میکردم. آفتاب سوزان بر روی… مارس 14, 2026 66
اولین سفرم به کابل؛ روایتی از امید و چالش زمستان بود و تصمیم گرفتم برای ادامهی تحصیل به کابل بروم. امنیت در برچی همیشه… مارس 2, 2026 66