مرواریدهای کوچک طلوع آفتاب امروز مرا به یاد روزهای بهاری میاندازد؛ روزهای گرم و زیبا. آفتاب امروز… فوریه 24, 2026 86
از درد تا امید؛ مسیر دخترانهی من من مریم امیری، شانزده ساله از یک خانوادهی متوسط هستم. در صنف نهم مکتب بودم… مارس 14, 2026 86
سکوت؛ تنها همراهی که با خود دارم…! سکوت رازآلود همهجا را فرا گرفته بود. تنها صدایی که سکوت را میشکست، تیکتاک ساعت… مارس 14, 2026 86
برف؛ تبسم خوب خداوند الطاف الهی شامل حال همه میشود، از پرندگانی که به دلیل سردی زمستان از شهرمان… مارس 2, 2026 86
کاش این همه تفاوت وجود نمیداشت! کاش همانطور که به پسران به چشم یک انسان عادی نگاه میکنند، به دختران نیز… فوریه 22, 2026 85
وقتی فکرها تغییر کنند، دنیا هم تغییر میکند صبح یکی از روزهای بهاری بود. زهرا مثل هر روز بَیک خود را برداشت و… سپتامبر 14, 2026 85
محرم امسال و بازهم نگرانی ماه محرم آمده، باز هم آمده؛ با همان پرچمهای سیاه، با همان نوحهها و با… مارس 16, 2026 85
خواهرانم را کجا بردید؟ آیا کسی میداند آنها کجا هستند؟ آیا کسی خبر دارد در چه شرایطی زندگی میکنند؟… سپتامبر 28, 2026 85
نوروز؛ پیامی از امید و زندگی نو نوروز آمد و خستگیهای سال کهنه را از بین برد، امیدهای خاموش شدهی ما را… مارس 16, 2026 85
من یک «دختر» هستم من یک دختر هستم. این جمله سادهترین و درعینحال عمیقترین حقیقتی است که مرا شکل… مارس 16, 2026 85
پشت جالیهای برقع؛ دنیایی که نمیبینیم ساعت نزدیک ده صبح بود. از کورس با سه کتاب در دستم خارج شدم. «حرامزاده… مارس 3, 2026 85