خاطرات و امیدها؛ نامهای به معلم زندگیام معلم عزیزم، با سلام و احترام! بعد از مدتی طولانی، تصمیم گرفتم دوباره با قلمم… مارس 16, 2026 85
از کدام درد وطنم بنویسم؟ گاهی وقتی میخواهم دربارهی وطنم بنویسم، نمیدانم از کجا شروع کنم. وطنم برای من فقط… سپتامبر 22, 2026 85
نامهای به کتابهایم سلام کتابهای قشنگم، سلام دوستهای عزیزم، سلام رفیقهای دیرینهام. میدانم که از من دلخور هستید،… مارس 16, 2026 85
مادران در افغانستان، شجاعترین زنان تاریخ جهان مادران در افغانستان، شاید برای بسیاری از مردم یک کلمه باشد؛ ولی زمانیکه این کلمه… فوریه 18, 2026 85
در میان ناامیدیها میدانی، تمام چیزها در آن زمان برایش عادی بود. فقط میخواست دلیلی برای خوشحال کردن… سپتامبر 6, 2026 85
دختری که به اجبار لباس سفید بر تن کرد سیزده سال بیشتر نداشت. هنوز کودک بود، هنوز دلش میخواست صبحها کتابچههایش را در بَیگش… سپتامبر 27, 2026 85
پرده را پس میزنم (۱۷)؛ قصهی رنجهای من (قسمت دوم) روایت گذشته، بخشی از زندگی مادرم را بازگو میکرد و حالا نوبت به زندگی خودم… فوریه 19, 2026 85
رویای ورود به دانشگاه؛ مبارزه با سختیها این روایتِ من است؛ دختری از سرزمین افغانستان که در میان ساختارهای مردسالار زندگی میکند.… می 19, 2026 85
زندگی، چرخشی از صبر و انتظار گاهی اوقات، کاری را میخواهی انجام دهی؛ اما طبق میل تو پیش نمیرود یا پایان… فوریه 21, 2026 85
باید یاد بگیریم چگونه دوام بیاوریم! صبح امروز، اذان را با گوشهایم میشنیدم اما تنبلی تمام وجودم را فراگرفته بود. نمیتوانستم… فوریه 16, 2026 85
در میان ترس و امید صبح سهشنبه بود. از خواب بیدار شدم، نگاهی به ساعت انداختم، ۶ صبح بود. آرام… مارس 5, 2026 85