روایت مرارت و روئیت هلال امید بلقیس هستم، دختری از دختران افغان که برای دستیافتن به رویاهایش کشورش را رها کرد… مارس 11, 2026 82
در دکان خیاطی؛ دوختن آرزوها، فروختن کودکی باد سرد پاییزی موهایم را بههم میریخت. با دستهای یخزدهام، لای در چوبی دکان خیاطی… مارس 16, 2026 82
سایهی فقر و اشتیاق و عید در کشور ما، در کنار میوههای رنگارنگ و خوراکیهای خوشمزه، محبت و عشق نیز همچنان… مارس 14, 2026 82
آرزوی هر پدر بیرون هوا سرد بود و بادی خشک میوزید… آفتاب از پشت کوهها آهستهآهسته سر به… اکتبر 15, 2026 82
«انسانیت» در پیچوخم کوچهها واژه عجیبی است، مگر نه؟ منظورم «انسانیت» است. مفهومی که روزگاری در دلها جاری بود؛… مارس 2, 2026 82
در دشتهای بیکران زندگی؛ فقط منم و خودم در سفری که آغازش را نمیدانستم و پایانش برایم مبهم بود، تنها چیزی که داشتم،… مارس 5, 2026 82
ما باید آگاه شویم، باید درس بخوانیم، …! هیچوقت نباید انسانها را از روی چهره و ظاهرشان قضاوت کنیم. شاید آنقدر بار سنگینی… مارس 16, 2026 82
رقص در سایههای ممنوع آفتاب عصرگاهی، با رنگهای گرم و ملایم خود، کوچههای باریک و پیچ در پیچ شهر… مارس 11, 2026 82
نامهای به زنان جهان امروز به تو مینویسم، ای جهان، خانهی ما؛ جایی که امیدها و آرزوهای صدها زن… مارس 16, 2026 82
سیاه و سفید؛ زندگی، رقصی بر کلیدهای پیانو پیانو، این آلت موسیقی جادویی، در نگاه اول تنها ترکیبی از کلیدهای سیاه و سفید… مارس 14, 2026 82
رویای قهرمان بیادعای من برای هر دختری، بهترین پناهگاه و آرامش، آغوش گرم پدر است. پدر برای یک دختر… مارس 12, 2026 82
ما میتوانیم هر آن چیزی که میخواهیم باشیم از پنجرهی اتاقم بیرون را نگاه میکردم. برفها آرام و بیصدا از آسمان به زمین… مارس 16, 2026 82