هنر تولد دوباره در میان تاریکی از خستگی زیاد، خواب بر چشمانم سنگینی میکرد. روانِ افسرده و پریشانم توانِ تمرکز را… می 11, 2026 131
آیا او انسان بود؟ افغانستان، کشوری با کوههای بلند، درختان سربهفلککشیده و مناظر زیباییِ نابی که چشم هر بینندهای… ژوئن 17, 2026 131
چشمانم دریای خون بود…! یک روز آفتابی، آخرین روز امتحان چهارونیمماهه، با جمعی از دوستان در حال گفتوگو، خندیدن،… فوریه 22, 2026 131
گمشده در رویاها؛ پیدا شده در واقعیت در روزگاران قدیم، دخترکی در روستای دورافتادهای زندگی میکرد؛ دختری بازیگوش و کنجکاو که همیشه… فوریه 11, 2026 130
مزاری، نماد شجاعت و امید هزارهها در هر خانوادهای، قصهها و حکایات مختلفی از گذشتگان و شخصیتهای بزرگ نسلها نقل میشود.… مارس 16, 2026 130
سالی که به من فهماند بزرگشدن یعنی چه؟ سن هفدهسالگیام خیلی چیزها را به من آموخت که من قبلاً نمیدانستم. بعضی از چیزهای… ژوئن 1, 2026 130
روایت چهار رویا در ظاهر، فقط یک تغییر نظام و تغییر حکومت بود. شاید برای بعضیها همینقدر ساده… آگوست 29, 2026 130
تا ساعت هشت شب…! همیشه عاشق قدمزدن بودم و دوست داشتم نسیم ملایمی لای موهای بازم بپیچد و عاشقانه… مارس 14, 2026 130
آغوش پر مهر؛ خاطرهای از یک آدمربایی آن روز هم مثل همیشه، ساعت ۶ صبح از خواب بیدار شدم. رختخوابم را مرتب… مارس 1, 2026 130
خاطرهی فرار؛ از بیابانهای مرگبار هلمند تا مکتبهای امیدبخش در آلمان مبین و خانوادهاش فعلا در آلمان زندگی میکنند. او و همسرش هفت فرزند دارند. آنها… سپتامبر 3, 2026 130
هزاران حسرت در صدا و دل یک دختر هفده سالهام و دو سال است که قلم به دست گرفتهام. نوشتن را آغاز کردهام.… فوریه 21, 2026 130