خاطرهی فرار؛ از بیابانهای مرگبار هلمند تا مکتبهای امیدبخش در آلمان مبین و خانوادهاش فعلا در آلمان زندگی میکنند. او و همسرش هفت فرزند دارند. آنها… سپتامبر 3, 2026 131
صدایی که خاموش شده امروز فلمی را دیدم. دختری در آن فیلم نقش بازی کرده بود که نمیتوانست حرف… جولای 18, 2026 131
اوراق افغانستان (۷): ساختن ارتشی از خاکستر فصل پنجم «اوراق افغانستان» به ساختن ارتش کشور اختصاص دارد. این فصل دوگانگی در سخن… فوریه 14, 2026 131
بارِ اضافی…! صبحم را معمولی آغاز کردم؛ اما پایان راه همیشه پرماجراست. امروز شنبه بود و کلاس… مارس 2, 2026 131
از سه سال دوری از مکتب مینویسم سه سال است که مکتب نرفتهام؛ سه سال… شاید به نظر خیلیها این سه سال… آگوست 12, 2026 131
سفری به اولین روز مکتب یکی از روزهای معمولی و ملایم بهاری بود. دلم میخواست قدمزنان بهسوی خانهی مادرکلانم بروم.… آوریل 18, 2026 131
چرا در مقابل آزار و اذیت زنان سکوت میکنند؟ امروز وقتی یک زیرگذر در هرات مورد حمایت قرار گرفت، هزاران نفر از گوشهوکنار جهان… ژوئن 23, 2026 131
فریاد در تاریکی در شبهای تاریک افغانستانِ تحت حکومت طالبان، من و دیگر دختران این سرزمین مخفیانه درس… فوریه 21, 2026 131
«من نباید از ایران برمیگشتم»؛ روایت امیر از گرفتاری در فقر و ناامنی در کشور امیر، برخلاف هزاران مهاجر افغانستانی که در سال گذشته از ایران به گونهی اجباری اخراج… آگوست 5, 2026 131
نفسی در هوای آزاد و بازسازی رویاهایم هر آنچه آرزو داشتم، روی ورقهای کوچک و ظریف مینوشتم. کلمات بهآرامی همچون پرندگانی که… فوریه 24, 2026 131
اینجا زندگی آسان نیست! من یک دخترِ آرام، اما پرتلاش و درسخوان بودم. یادش بخیر زمانی که دروازههای مکتب… سپتامبر 22, 2026 131
نام من ادامهی ناتمام مادرم مادرم همیشه میگفت: «دختر، تو مادر خوبی میشوی.» هر بار این را میگفت، لبخند میزدم.… سپتامبر 17, 2026 131