صدای زنگ امید در یکی از روزهای گرم تابستان در کنار خانوادهام زندگی میکردم. آفتاب سوزان بر روی… مارس 14, 2026 48
فرشته، عروس خردسال امسال سال ۱۴۰۴ هجری خورشیدی است و دیگر کشورها در حال پیشرفتاند. حیف که ما… فوریه 11, 2026 48
با نوشتن نفس میکشم! نوشتن برای من پناهگاهی امن در میان طوفانهای زندگی است؛ جایی که واژهها بدون هیچ… مارس 2, 2026 48
موهایم را خودم شانه میزنم! بزرگ شدم و شادیهایم در کودکی جا ماندند؛ همانجا، لابهلای خندههای بیدلیل، میان کوچههای غرق… مارس 16, 2026 48
نامهی واحده نظری به نیلا ابراهیمی سلام نیلا جان، خواهر خوبم. امیدوارم خوب و صحتمند باشی. نیلای عزیزم موفقیتات را برایت… مارس 16, 2026 48
نوروز در غربت؛ بهاری که بوی دلتنگی میدهد نوروز، تنها یک جشن نیست، یک مفهوم، یک پیام و امیدی است که هر سال… مارس 16, 2026 48
پرده را پس میزنم (8)؛ قصهی روحانی دیدار با آقای سلیمی چیزی مانند یک کشف بود. حلیمه، همصنفی دوران مکتبم در معرفت… فوریه 19, 2026 48
سلام 2025؛ سال تلاش و امید من، حمیده احمدی، دختری از سرزمین زیبای افغانستان هستم. سرزمینی با کوههای بلند و دریاهای… مارس 2, 2026 48
در ناامیدی بسی امید است من از روزگاری سرد و سکوت مینویسم، از روزگاری که تقریبا همهچیز در حال فراموش… مارس 5, 2026 48
طلا در دست یا عشق در دل؟ یکی بود، یکی نبود. دختر کوچک و فقیری بود که مادرش بسیار سخت کار میکرد… مارس 14, 2026 47
چرا ما دختران با «چراها»ی گوناگون روبرویم؟ دختر بودن یعنی مبارزه با هزاران درد بیصدا؛ دردهایی که گاهی حتی نمیتوانی به زبان… فوریه 11, 2026 47