خواهرم، هرگز دروغ‌ها را باور نکن!

قلمم را در دست گرفته‌ام. ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر را نشان می‌دهد. مدت‌هاست چیزی ننوشته‌ام و نمی‌دانم آیا شانه‌های نازک قلم می‌توانند بار سنگین نوشته‌هایم را به دوش بکشند یا نه؟

سلام خواهرم!

امیدوارم وقتی این نوشته را می‌خوانی حالت خوب باشد؛ به خوبیِ رویاهایت. قلبت مملو از آرامش و گام‌هایت استوار باشند. می‌دانم خسته‌ای، اما این را هم می‌دانم که تا انتها استوار خواهی ماند. می‌خواهم برایت از دروغ‌هایی بگویم که از شنیدن‌شان خسته شده‌ام، اما هرگز باورشان نکرده‌ام و نمی‌کنم. از طلوع تا غروب آفتاب با این دروغ‌ها روبرو می‌شویم، اما اجازه نمی‌دهیم به واقعیت تبدیل شوند. از بام تا شام، از شنبه تا جمعه و از بهار تا زمستان، خنجر این دروغ‌ها به قلبم فرو می‌رود؛ اما من با یک لبخند، با یک دعا، با یک نیایش و یک اغماض، از درد‌هایم می‌کاهم.

اولین دروغ این است: «عقل زن در کف پایش است!» این نه تنها دروغ، بلکه اهانت است؛ اهانت و توهین به موجودی به نام زن و فراتر از یک زن، به یک انسان. انسانی که خداوند او را اشرف مخلوقات خواند و امین و جانشین خود در زمین مقرر کرد. چطور می‌شود با توهین به مخلوق، به خالقش توهین نکرد؟

دروغ دوم: «دختر مال مردم است!»

من هرگز به اندازه‌ای که بخاطر این جمله با دیگران بحث کرده‌ام، به خاطر هیچ چیز دیگری بحث نکرده‌ام. این نه تنها دروغ، بلکه گرفتن استقلال و آزادیِ یک دختر است؛ دختری که می‌تواند برای خود تعیین مرز و تکلیف کند. این جمله برای منی که در جامعه‌ای سنتی و دخترستیز بزرگ شده‌ام، زخمی عمیق و لا علاج است. این دروغ لایه‌های دیگری نیز با خود به همراه دارد که مانند زهر کشنده عمل می‌کنند و خیلی آرام به روح و روان دختران رخنه می‌نمایند. وقتی یک دختر در خانه‌ی پدرش است، به او می‌گویند: «دختر مال مردم است!» وقتی ازدواج کرد، می‌گویند: «دخترِ مردم است!» من نمی‌دانم ما دختران چه زمانی از آنِ خود ما می‌شویم؟ نه مال مردم هستیم و نه دختر مردم، بلکه خود ما هستیم؛ همان دختری که خداوند در سوره‌ی نساء آیه‌ی ۱۹ فرمود: «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» (و با آنان به نیکی و شایستگی رفتار کنید).

دروغ سوم: «دختر تا دم گور ملامت است!»

باید اعتراف کنم که کلمه‌ی «ملامت» یک بار است؛ باری سنگین از مسئولیت. این یعنی هر اتفاقی که بخاطر دختر بودنت برایت افتاد، خودت ملامت و مسئولی، چرا که دختری… مادرم همیشه با صدایی که غم و اندوه زیادی در آن دیده می‌شود برای‌مان قصه می‌کند که در دهات و قریه‌جاتِ ما، زنان و مادران به دختران جوان‌شان می‌گفتند دختر از لحظه‌ای که به دنیا می‌آید تا لحظه‌ای که می‌میرد ملامت است. حالا که من با خودم فکر می‌کنم، این یعنی اگر تو دختر به دنیا آمدی، نحس هستی و بار گناه دیگران هم به گردن تو می‌افتد. اگر کسی تو را از آموزش منع کرد، خودت مقصری چون دختری! اگر کسی به تو توهین کرد، خودت مقصری چون دختری! اگر کسی با تو با خشونت رفتار کرد، خودت مقصری چون دختری! این ملامت بودنِ دختر، نه تنها او را مسئول رفتارهای وحشیانه‌ی دیگران می‌کند، بلکه ممنوعیت‌های عظیمی نیز با خود به همراه دارد.

هیچ‌کس جنسیتش را خودش انتخاب نکرده است که «دختر بودنِ ما جرم باشد». جرم یعنی شکستن و نقض قانون، اما ما هیچ قانونی را نقض نکرده‌ایم که مجرمِ جنسیت خود باشیم. دختر بودن یک امر طبیعی است؛ از این رو ملامت خواندنِ دختران بابت جنسیت‌شان غیرانسانی، غیراخلاقی و به دور از منطق است. هر دختری در هر جای جهان که باشد شایسته‌ی احترام، عزت، برابری و حقوق مساوی با پسران است. به امید روزی که دیگر دختران بابت دختر بودن‌شان ناراحت نباشند و دختر بودن جرم محسوب نشود.

دروغ چهارم: «برای دختران صدای بلند عیب است!»

آه که نوشتن این متن چقدر برایم دشوار است. من از دل جامعه‌ای می‌نویسم که کوردلان، محیطش را برایم به جهنم تبدیل کرده‌اند؛ همان‌هایی که می‌گویند صدای بلند برای دختران عیب است. در جهانی که بلند کردن صدا برای آزادی، آموزش، برابری و عدالت یک حق مسلم است، برای من ننگ و عیب قلمداد می‌شود. حتی صدایم «عورت» است، چه برسد به صدای بلند یا حتی بلند کردن صدایم! از زمانی که بزرگ شده‌ام تا به حال، همیشه برایم گفته‌اند: «شرم کو او دختر، کدی ای صدای بلندت!» یا حتی برایم گفته‌اند: «پایین کو صدایت را که مردها است!» اگر صدای بلند ننگ است و باعث خجالت دختران می‌شود، پس چرا خداوند ما را گنگ نیافرید؟ شاید این‌طور ما نیز کمتر رنجِ «عیب و ننگ» را به دوش می‌کشیدیم…

در پایان می‌خواهم برایت بگویم دروغ‌های زیادی است که باعث به‌هم‌ریختن زندگی و افکار دختران شده است، اما آن‌چه مهم است تفسیر و دیدگاه من و توست. همه چیز به این ربط دارد که این دروغ‌ها را باور کنیم یا پله‌ای برای رسیدن به رویاهای‌ خود بسازیم. هر اتفاقی می‌تواند یک بهانه باشد تا ما بار دیگر بیشتر به حقانیت و پاکیِ درون‌ خود پی ببریم.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000