گاهی در زندگی، انسان به چیزی بیشتر از تواناییهای خودش نیاز دارد؛ به کسی که وقتی خسته میشود دستش را بگیرد و بگوید: «تو میتوانی، ادامه بده!» شاید این یک جملهی ساده باشد، اما همین جمله میتواند در سختترین لحظهها امید را دوباره در دل انسان زنده کند.
هر انسانی در مسیر زندگی خود روزهایی را تجربه میکند که احساس میکند راه دشوار شده است، روزهایی که شکست، ناامیدی و مشکلات باعث میشود انسان از هدفهایش فاصله بگیرد؛ اما در همین لحظهها، داشتن یک حامی میتواند مانند نوری باشد که مسیر را دوباره روشن میکند.
حامی داشتن برای هر انسان شکل متفاوتی دارد. برای بعضیها یک دوست صمیمی میتواند حامی باشد و به او امید بدهد، برای بعضیها یک استاد که بتواند مسیر درست را نشان بدهد، و برای بعضیها افراد دیگری هستند که در زندگیشان نقش حامی را ایفا میکنند؛ اما برای من، بزرگترین حامی زندگیام خانوادهام بوده است.
خانوادهام کسانی هستند که در هر شرایطی کنارم ماندهاند. در روزهایی که موفق شدهام، شادی مرا شادی خود دانسته اند و در روزهایی که شکست خوردهام، به جای ناامید کردنم به من یاد دادهاند که دوباره تلاش کنم. آنها همیشه به من گفتهاند که شکست نمیتواند تو را متوقف کند، بلکه میتواند شروعی برای قویتر شدنت باشد.
بارها در زندگی لحظههایی بوده که احساس کردهام ادامه دادن سخت است؛ اما وقتی حمایت خانوادهام را میدیدم که مثل یک کوه پشتم ایستادهاند، دوباره انگیزه پیدا میکردم. گاهی یک حرف امیدبخش از طرف خانوادهام باعث شده است که دوباره با ارادهٔ بیشتر به سمت هدفهایم حرکت کنم.
یکی از سختترین شرایطی که من و بسیاری از دختران افغانستان با آن روبهرو شدیم، بسته شدن دروازههای مکاتب به روی دختران بود. در آن روزها بسیاری از دختران با درد و نگرانی بزرگی روبهرو شدند و بعضی خانوادهها به دلیل ترس و مشکلات اجازه نمیدادند دخترانشان برای درس خواندن از خانه بیرون شوند؛ اما خوشبختانه خانوادهی من دیدگاه دیگری داشتند؛ آنها همیشه باور داشتند که آموزش میتواند آیندهی یک انسان را بسازد. پدر و مادرم هیچگاه به من نگفتند درس نخوان یا آرزوهایت را فراموش کن. برعکس، همیشه مرا تشویق کردند که درس بخوانم، به کورس بروم، مهارتی یاد بگیرم و برای رسیدن به هدفهایم تلاش کنم.
تنها چیزی که از من خواستند این بود که ارزشهای خود را حفظ کنم و حجابم را رعایت کنم. آنها به جای اینکه ترس را در دل من بزرگ کنند، اعتماد را در وجودم پرورش دادند. همین باورِ خانوادهام باعث شد احساس کنم میتوانم برای آیندهام تلاش کنم.
من فکر میکنم بزرگترین هدیهای که یک انسان میتواند دریافت کند، داشتن کسانی است که به او باور داشته باشند. وقتی دیگران به تواناییهای ما ایمان دارند، ما نیز بیشتر به خود باور پیدا میکنیم. حمایت همیشه با کارهای خیلی بزرگ نیست؛ گاهی یک لبخند، یک تشویق، یک اجازه دادن و یک جمله مانند «ما پشت تو هستیم» میتواند زندگی یک انسان را تغییر دهد.
امروز که به مسیر زندگیام نگاه میکنم، میدانم که حمایت خانوادهام یکی از مهمترین دلیلهایی بوده که باعث شده با امید ادامه دهم. شاید مشکلات هنوز وجود داشته باشند؛ اما داشتن کسانی که در کنارم هستند به من قدرت میدهد تا با ارادهی بیشتر تلاش کنم.
من باور دارم که هیچ انسانی نباید ارزش داشتن یک حامی را کوچک بداند. هر کسی در زندگی به کسی نیاز دارد که باورش کند. برای من آن افراد خانوادهام هستند؛ کسانی که در سختیها کنارم بودند، در خوشحالیهایم شریک شدند و همیشه به من یاد دادند که نباید از دنبال کردن آرزوهایم دست بکشم.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه