ابراهیم آرایشگاه مردانه دارد. در سالهای اخیر درآمدش خیلی کم شده است. مشتریان آرایشگاه او هر روز کمتر میشوند. او با آن که از کاهش درآمد خود ناراحت است و از افزایش کرایهی دکان شکایت دارد، میگوید که بیش از هر چیز، از محدودیتهایی رنج میبرد که طالبان بر کار آرایشگاهها وضع کردهاند. به گفتهی او، این گروه با گذشت هر روز دستور تازهای صادر میکند و آرایشگران را مجبور میسازد که یا مطابق خواست طالبان کار کنند یا خواست مشتریان خود را رد کنند.
آرایشگاه، در بسیاری از کشورهای جهان، تنها جای کوتاهکردن موی نیست؛ بلکه بخشی از زندگی روزمرهی مردم است؛ جایی که انسانها برای آراستن ظاهر خود، گفتوگو، دیدار و حتا برای اندکی فاصلهگرفتن از فشارهای زندگی به آن مراجعه میکنند. اما در افغانستان زیر حاکمیت طالبان، آرایشگاه نیز به یکی از مکانهایی تبدیل شده است که زیر نظارت و کنترل مستقیم نیروهای «امر به معروف و نهی از منکر» قرار دارد. تا جایی که نوع کوتاهکردن مو، اندازهی ریش و حتا مدل اصلاح سر نیز به موضوع شرعی و امنیتی – حکومتی تبدیل شده است.
از دانشگاه تا آرایشگاه
ابراهیم ۲۸ سال سن دارد و هفت سال است که به طور مستقل آرایشگاه (سلمانی) دارد و برای خودش کار میکند. او میگوید که در زمان حکومت اشرف غنی از دانشگاه به سویهی لیسانس فارغالتحصیل شد؛ اما پس از یک سال جستوجوی بینتیجه برای یافتن کار، وقتی نتوانست در هیچ اداره یا موسسهای استخدام شود، تصمیم گرفت حرفهای یاد بگیرد که بتواند با آن مخارج زندگی خود را تأمین کند.
شش ماه در کنار یک آرایشگر به عنوان کارآموز کار کرد و پس از آن، در نیمهی سال ۱۳۹۸ آرایشگاه خودش را باز کرد. کارش به سرعت رونق گرفت. مشتریانش هر روز بیشتر میشدند و او به آینده امیدوار بود:
«از وقتی که دکان سلمانی باز کردم، هر روز کارم بهتر میشد. درآمد سلمانی خیلی خوب بود. هم پول پسانداز میکردم و هم در خرج خانه با پدرم کمک میشدم. در دو سال توانستم پول خوبی جمع کنم. یک خانه گرو کردم و سلمانی را هم بزرگتر کردم و وسایل آرایشی بیشتری خریدم. خیلی از کارم راضی بودم.»
در همان دو سال، دکان سلمانی کوچک او به کسبوکاری تبدیل شد که تنها برای خودش درآمد نداشت. یک آرایشگر دیگر را استخدام کرد و سه شاگرد نیز در کنار او آموزش میدیدند. ابراهیم تصور میکرد که سالهای آینده، وضعیت کاریاش بهتر خواهد شد؛ اما در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، همزمان با بازگشت دوبارهی طالبان به قدرت، همهچیز تغییر کرد.
طالبان پس از تسلط بر افغانستان، تنها ساختار سیاسی کشور را دگرگون نکردند؛ آنان به تدریج وارد جزییترین بخشهای زندگی مردم شدند و برای پوشش، آموزش، کار، موسیقی، رسانه، تفریح و حتا ظاهر شهروندان دستور صادر کردند. آرایشگاهها نیز خیلی زود زیر سایهی همین محدودیتها قرار گرفتند.
در نخستین مرحله، طالبان اعلام کردند که مردان نباید ریش خود را بتراشند و آرایشگران نیز حق ندارند ریش مشتریان را اصلاح کامل کنند. این دستور، به گفتهی ابراهیم، خیلی زود بر درآمد آرایشگاهها اثر گذاشت؛ زیرا بخش مهمی از درآمد سلمانیها از اصلاح ریش و مدلهای مختلف کوتاهکردن مو تأمین میشد.
مدل غربی اصلاح مو ممنوع!
محدودیتها تنها به یک دستور برای نتراشیدن ریش خلاصه نشد.
ابراهیم میگوید که از سال ۱۴۰۲ به این سو، وضعیت آرایشگاهها بسیار دشوارتر شده است. طالبان هر روز دستور تازهای صادر میکنند و میگویند آرایشگران نباید موهای مردان را «مدل» بزنند، بلکه باید ساده کوتاه کنند. آنان اصلاح ریش، خطگرفتن، سفیدکردن کنارههای مو و بسیاری از مدلهای رایج آرایش را «مد غربی» میدانند و انجام آن را خلاف شریعت معرفی میکنند:
«کسانی که موهای خود را مدل میزنند و دامنههای موی خود را سفید میکنند، از نظر طالبان مدل غربی است. کسانی که ریش خود را اصلاح میکنند و خط میگیرند هم مدل غربی است. این کار برای آرایشگر و مشتری بسیار گران تمام میشود.»
به گفتهی او، مشکل تنها ممنوعیت نیست؛ مشکل اصلی این است که هیچ تعریف روشنی از «مدل غربی» وجود ندارد. طالبان هیچ دستورالعمل مشخصی ارایه نکردهاند که آرایشگر بداند کدام مدل مجاز و کدام مدل ممنوع است. همهچیز به برداشت مأموران امر به معروف بستگی دارد؛ برداشتی که ممکن است از یک نفر تا نفر دیگر متفاوت باشد.
ابراهیم میگوید: «گاهی یک مدل را برای یک مشتری کوتاه میکنی و هیچ مشکلی پیش نمیآید؛ اما همان مدل را اگر فردا کوتاه کنی، ممکن است امر به معروف بگوید خلاف شریعت است. هیچ معیار مشخصی وجود ندارد.»
او بارها شاهد حضور نیروهای امر به معروف طالبان در آرایشگاهش بوده است. آنان وارد دکان میشوند، به مشتریان نگاه میکنند، مدل موها را بررسی میکنند و به آرایشگران هشدار میدهند که موها را برخلاف دستور طالبان کوتاه نکنند و ریش مشتریان را نتراشند.
به باور ابراهیم، آنچه طالبان «مدل غربی» مینامند، بیش از آن که یک تعریف مشخص آرایشگری باشد، برداشت افراطی این گروه برای کنترل زندگی روزمرهی مردم است. او میگوید طالبان تنها نمیخواهند قوانین را اجرا کنند؛ آنان میخواهند سلیقهی شخصی مردم را نیز کنترل کنند و حتا دربارهی این که یک جوان موهایش را چگونه کوتاه کند، تصمیم بگیرند.
به گفتهی او، اگر نیروهای امر به معروف هنگام کار وارد آرایشگاه شوند و ببینند که آرایشگر در حال اصلاح ریش مشتری یا کوتاهکردن مو برخلاف سلیقهی طالبان است، هم مشتری و هم آرایشگر با پیامدهای سنگینی روبهرو میشوند:
«اول مشتری را لتوکوب میکنند. موهایش را همانجا خشک میتراشند یا چهارتراش میکنند. بعد آرایشگر را با خود میبرند. زندانی میکنند، جریمهی نقدی میگیرند و گاهی هم آرایشگاه را برای مدتی پلمب میکنند.»
از ابراهیم میپرسم که خودش تا چه اندازه این وضعیت را تجربه کرده است. آیا تاکنون بازداشت شده یا مجبور به پرداخت جریمه شده است؟
او میگوید: «من فقط چندین بار هشدار گرفتهام؛ اما دو بار پیش از این که نیروهای امر به معروف به آرایشگاه برسند، همراه با مشتری از آرایشگاه فرار کردهام. یک بار در زمستان سال ۱۴۰۴، امر به معروف یکی از آرایشگران که دوست من است را بازداشت کردند و با خود بردند. شاگردش فرار کرد و به من زنگ زد که چپنسفیدها میآیند. من هم دکان را بستم و کنار سرک ایستاد شدم. دیدم که امر به معروف آمد، دید آرایشگاه بسته است، دوباره رفت.»
ابراهیم میگوید که این اتفاق تنها برای او نیفتاده است. او چندین آرایشگر دیگر را میشناسد که در دو سال گذشته از سوی طالبان بازداشت شدهاند؛ برخی دو هفته و برخی تا دو ماه در زندان ماندهاند و برای آزادی خود، از پنج تا بیست هزار افغانی جریمه پرداخت کردهاند.
به گفتهی او، این روایتها دیگر برای آرایشگران افغانستان استثنا نیست؛ بلکه به بخشی از زندگی روزمرهی آنان تبدیل شده است. زندگیای که در آن، هر مشتری ممکن است به جای درآمد، آغاز یک دردسر تازه باشد.
میان قیچی و ترس؛ تاثیر محدودیتها بر کار آرایشگاهها
ابراهیم اکنون در پنجمین سال تسلط طالبان بر افغانستان، در میان همین محدودیتها به کار خود ادامه میدهد. او میگوید درآمدش در این سالها بسیار کاهش یافته است و گاهی حتا نمیتواند هزینهی خورد و خوراک خود و کرایهی دکانش را تأمین کند.
پیش از تسلط طالبان، بسیاری از مشتریان او هر هفته برای اصلاح مو و ریش خود به آرایشگاه میآمدند؛ اما اکنون بسیاری از آنان یا کمتر مراجعه میکنند یا هیچ توان پرداخت هزینهی آرایشگاه را ندارند.
به گفتهی ابراهیم، کاهش درآمد تنها نتیجهی محدودیتهای طالبان نیست؛ بلکه فقر، بیکاری و از بین رفتن امید در میان مردم نیز بر وضعیت آرایشگاهها تأثیر گذاشته است.
او میگوید: «وضعیت از هر جهت خیلی بد شده است. مردم شوق ندارند. وقتی امر به معروف به این هم کار دارد که یک جوان مویش را چطور و چه اندازه کوتاه کند، کسی حاضر نمیشود که هر هفته سلمانی برود. بسیاریها هیچ انرژی و انگیزه ندارند. طالبان همهچیز را از مردم گرفتهاند.»
ابراهیم میگوید که اگرچه ادامهی کار در چنین شرایطی بسیار دشوار است، اما مجبور است کارش را حفظ کند؛ زیرا در شرایط کنونی، پیدا کردن کار دیگری که درآمد بیشتری داشته باشد ناممکن است:
«کارکردن با این وضعیت خیلی خستهکن است. این که هر روز آرایشگر به این فکر باشد که چه وقت نیروهای امر به معروف از دروازهی آرایشگاه وارد میشوند، انرژی و انگیزه برای کار نمیماند. هر مشتریای که به آرایشگاه میآید، همزمان ترس از آمدن طالبان نیز در ذهنم پیدا میشود. هر روز را با همین فشار و ترس به پایان میرسانم و از این وضعیت خیلی ناراحت هستم؛ اما هیچ انتخاب دیگری ندارم. باید تا جای ممکن دوام بیاورم.»
آرایشگاه ابراهیم، امروز تنها محل کار یک آرایشگر نیست؛ تصویر کوچکی از جامعهای است که در آن حتا امور شخصی و انتخابهای سادهی مردم نیز زیر نظارت و کنترل قدرت قرار گرفته است. قیچیای که روزگاری ابزار کار، درآمد و امید بود، اکنون برای بسیاری از آرایشگران افغانستان در کنار امید به ادامهی زندگی، با ترس از مجازات و محدودیت همراه شده است.
ابراهیم هنوز منتظر تغییر وضعیت است. او میگوید به کارش ادامه میدهد و امیدوار است روزی برسد که مردم افغانستان بتوانند بدون ترس، دربارهی زندگی، ظاهر و انتخابهای شخصی خود تصمیم بگیرند.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه