چند روز پیش وقتی به صفحهی اینستاگرامم سر زدم، متوجه ویدیویی شدم. دختر بسیار کوچکی خطاب به طالبان میگفت: «چرا از تواناییهای ما میترسید؟ چرا دانایی ما در وجود شما ترس میآورد؟» با خودم در فکر فرو رفتم که آری، واقعاً چرا این حکومت از رشد دختران میترسد؟ حضور دختران در جامعه بسیار ضروری است، اما آنها میترسند دختران در افغانستان رشد کنند و به دنیای سیاست و آگاهی راه یابند؛ موضوعی که پذیرش آن برای کسانی که در تاریکیِ نادانی قرار دارند، دشوار است.
با دیدن آن ویدیو، حسی عجیب در وجودم پیچید؛ انگار جانم از تنم جدا میشد. شجاعت آن دختر و تواناییاش در بیان حرف دلش در قالب یک جمله، شگفتانگیز بود. جالبترین بخش ویدیو برایم این بود که همه مردم و حتی طالبان سکوت کرده بودند و چشمها به او دوخته شده بود. سکوت آن لحظه در مجلس، سنگین و تسلیتبار بود. همه مردان سرشان را پایین انداخته بودند و حتی طالبی که روبروی دختر ایستاده بود، انگار حرفی برای گفتن نداشت. من هم که ویدیو را آنلاین میدیدم، چیزی برای گفتن نداشتم. دختر چنان با اراده بالا سخن میگفت که همه غرق کلامش شده بودند.
بعد از گذشت چند دقیقه، نفس عمیقی کشیدم و به خودم که روزها بود از همه چیز دور شده بودم، گفتم: «سلیمه! برای رسیدن به آرزوهایت دیر نیست. برخیز و دوباره تلاش کن؛ حتی اگر دشوار باشد یا بخاطر دختر بودن تحقیر شوی. تو به این جامعه خدمت میکنی. شاید روزی رهبر یک جامعه باشی یا یک مادر. پس نباید شکست را بپذیری یا از جنگیدن دست بکشی. تو کسی هستی که آینده دختران این سرزمین را امروز با همین قلم و دفترچهای میسازی که نزد طالبان ناچیز و بیارزش است. پس قوی باش؛ حتی اگر ناامید شدی بجنگ و حتی اگر ابزاری برای مقابله نداری، بدان که خدا پشتیبان توست. ای دختر امروز و مادر فردا!»
گاهی دل انسان مثل نسیم صبحگاهی، بیقرار است و جرأت نمیکند برای این خاکِ پیر کاری انجام دهد. صبحها ذهنم را متمرکز میکردم تا آگاهیام را بیشتر کنم یا کاری فوقالعاده انجام دهم؛ اما حسی مبهم مانع پیشرفتم میشد. با این حال، وقتی آن صحنه را دیدم، افکارم یکباره تغییر کرد. دوباره انگیزه پیدا کردم و توانستم روی مسیر درست تمرکز کنم.
انگار این ویدیو دلیلی برای بودن و ماندنم در این جامعه داد، بهویژه با یادآوری اینکه ما موجوداتی ارزشمند هستیم که دیگران از حضور و رشدشان میترسند. طالبان صادقانه میترسند از اینکه یک دختر، فرزندی دانا و توانمند تربیت کند و به جامعه تحویل دهد. متأسفانه همین محدودیتها و ترسهاست که باعث شده هنوز به تمام آن چیزی که تواناییاش را داریم، نرسیم.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه