ما باید آگاه شویم، باید درس بخوانیم، …!

هیچ‌وقت نباید انسان‌ها را از روی چهره و ظاهرشان قضاوت کنیم. شاید آن‌قدر بار سنگینی روی دوش‌شان باشد که تصور کردن آن برای ما سخت است؛ اما با این همه مشکلات، روی پا ایستاده‌اند. شاید زمین خوردند ولی تسلیم نشدند. محکم‌تر و قوی‌تر از قبل به راه‌شان ادامه دادند. شب گذشته برای انجام دادن کارخانگی […]

Read More

ما اینجاییم تا هیچ زنی در سکوت رنج نکشد

امروز با قلبی پر از احساس و انگیزه، اینجا هستم تا صدای میلیون‌ها دختر و زن باشم. صدایی که در میان بادهای سرد زمستان و گرمای سوزان تابستان همچنان به دنبال حقوق و آزادی‌های خود است. از کودکی آموختم که قدرت درونی هر زن یا دختر می‌تواند کوه‌ها را جا‌به‌جا کند. ما دخترانی هستیم که […]

Read More

لحظه‌های جاودانه‌ی نوروزی

نوروز، آغاز تازه و صفحه‌ی نو در دفتر زندگی ماست. در این روز، اهداف و برنامه‌های یک‌ساله‌ی‌مان را می‌نویسیم و با جشن‌های شیرین، لحظات زندگی‌مان را به خاطرات ماندگار تبدیل می‌کنیم. طلوع و غروب آفتاب در این روز، معنای عمیق در دل خود دارد و گویا پیامی از سرنوشت یک‌ساله‌ی را با خود به ارمغان […]

Read More

لبخندی که در تاریکی کابل گم شد

مهتاب همچنان بر آسمان حکمرانی می‌کند. ستاره‌ها در سکوت شب، زیبایی ابدی به آسمان بخشیده و بر زمین می‌درخشند. خانه‌های قدیمی و نیمه‌ساخته‌ی کابل، در نیمه‌روشنایی شب غوطه‌ورند. برگ‌های زرد، نشانگر تغییر فصل، در هم‌نوایی با ساز باد خزانی رقصان‌اند. چه راز شگفتی در شب‌های پاییزی نهفته است! خزان، غوغایی به پا کرده است؛ فصلی […]

Read More

لبخندهای بی‌پایان در زمین فوتبال

امروز وقتی چشم‌هایم را باز کردم، آفتاب از دریچه‌ی اتاقم به داخل تابیده بود. از بستر بلند شدم و جلو پنجره رفتم، لحظه‌ای به آسمان زیبای آبی‌رنگ نگاه کردم، سپس دست و رویم را شستم. بعد از نوشیدن خوردن صبحانه، برای رفتن به کلستر آماده شدم. آن روز یا درس‌ها خیلی آسان بود، یا من […]

Read More