متوقف شدن، پایانِ کار نیست

خیلی آرام به زندگی گفتم: «تو مانع رسیدن به آرزوهای ما نیستی»؛ ولی خیلی به تندی برایم نشان دادی که اگر مرا دست‌کم بگیری، نابودت می‌سازم! از همین مشکلات کوچکِ امروز حرف می‌زنم که اگر جدی گرفته نشود، غوغایی به پا می‌کند که غیرقابل باور است. من زیاد سن و سال ندارم، اما به زندگی […]

Read More

کاغذپران‌های افغانستانی بر فراز آمریکا

روزی روزگاری که چنار انگور می‌داد (۱)، داشتم به گل‌های تازه‌ای که کنار پنجره برای تزیین خانه و نمای اتاق گذاشته بودیم، آب می‌دادم. هم‌زمان با من، پدرم صدای تلویزیون را به خاطر گوش کردن به اخبار به شدت بلند کرده بود. من که مشغول آبیاری به گل‌های ظریف بودم، گوش‌هایم نیز برای شنیدن اخبار […]

Read More

فواید کار تیمی و امپاورمنت

امپاورمنت به معنای توانمندسازی ذهنی و جسمی است. ما زندگی می‌کنیم؛ اما در امپاورمنت، هدف تنها زندگی کردن نیست، بلکه «زیبا زندگی کردن» نیز است. وقتی به صنف امپاورمنت می‌روم، حس جدیدی می‌گیرم. احساس می‌کنم در میان کتاب‌های قدرتمند هستم. شاید کتاب نخوانم؛ اما هر کلمه‌ی اصلی کتاب‌ها در امپاورمنت هست. من دختری هستم که […]

Read More

زیبایی در میان دردها

من این شهر را، کابل را، در تصرف کوه‌ها می‌نامم. در ذهنِ شاید کوچک من، زندگی همین لحظاتی بود که هیچ‌کس متوجه گذر آن نمی‌شد. وقتی از خیابانی می‌گذشتم که نانوایی در آن‌جا قرار داشت، با بوی نان گندم چشمانم را از سر لذت بستم! لذت‌بخش‌ترین قسمت‌های روزم، پیاده‌روی‌هایم در لابه‌لای عابران پیاده بود؛ جایی […]

Read More

در میان تاریکی؛ هنر تولد دوباره

از خستگیِ زیاد، خواب بر چشمانم سنگینی می‌کرد. روانِ افسرده و پریشانم توانِ تمرکز را از من گرفته بود. زندگی آن آرامشی را که می‌خواستم نداشت. احساس می‌کردم در میان جمع، تنهاترین انسان دنیا هستم. هر روز با افکار غم‌انگیز درگیر بودم و در ذهنم دنبال راهی برای رهایی از این حال می‌گشتم. ناگهان مادرم […]

Read More