از کابل تا پاریس؛ سفر یک عشق در مسیر چالش‌ها

من و همسرم احمد، پس از سه سال و نیم نامزدی، سرانجام زندگی مشترک خود را آغاز کردیم؛ مسیری که به سادگی طی نشد و پر از آزمون‌هایی بود که هر کدام می‌توانست ما را از هم جدا کند. اما آنچه ما را نگه داشت، انتخابی بود که آگاهانه انجام داده بودیم: ماندن در کنار […]

Read More

من، راه و یک حس سنگین

هر روز وقتی به طرف کورس می‌روم، در راه چیزهایی می‌بینم که ذهنم را مشغول می‌سازد؛ مثلاً دیدن پسرانی که همان وقت از مکتب رخصت می‌شوند و نبودِ دختران. از خود می‌پرسم مگر جرم ما دختران چیست که نمی‌توانیم درس بخوانیم؟ خوب همان سال‌هایی را به یاد دارم که دختران به مکتب می‌رفتند. زمانی که […]

Read More

دیدگاه یک زن با رهبری زنانه

داشتن رویا و یک هدف مشخص، صرفاً به معنی داشتن یک شغل خوب، پولدار بودن، به دست آوردن موقعیت اجتماعیِ بالا و این‌گونه چیزها نیست؛ بلکه رویا زمانی می‌تواند مسیر زندگی ما را تغییر دهد که واقعاً تأثیرگذار باشد. ما دختران، به حیث رهبرانِ فردا، همیشه با رویا زندگی کرده‌ایم و همین‌طور ادامه خواهیم داد. […]

Read More

دردِ پشت لبخندهای ما

بعضی وقت‌ها وقتی به چهره‌ی آدم‌ها نگاه می‌کنیم، فقط لبخندشان را می‌بینیم و فکر می‌کنیم خوشحال‌اند، آرام‌اند و هیچ مشکلی ندارند؛ اما واقعیت این است که همیشه آنچه دیده می‌شود حقیقت نیست. خیلی از لبخندها فقط یک ظاهر هستند، در حالی که پشت‌شان دنیایی از درد و ناراحتی پنهان شده است. انسان‌ها همیشه دوست ندارند […]

Read More

داستان محدودیت‌ها و رویاهای من

در میان دیوارهای محدودیت، چالش‌ها و ممنوعیت‌ها، زندگی کردن ساده نیست. رویا داشتن در چنین وضعیتی سخت است، اما هرگز غیرقابل تحقق نیست. این‌جا زندگی به معنای واقعی کلمه زندگی نیست، اما بیان واقعیتِ این زندگی شجاعت می‌خواهد. کابل، شهری که مرا در آغوش خود بزرگ کرد. این‌جا درک کردم که این دنیای وسیع چگونه […]

Read More