کلمات به‌جای صداهای حبس‌شده

دیری‌ست ننوشتم؛ قلمم با من همراه نمی‌شود و کلمات مثل بچه‌های فراری از مکتب، از من دور شده‌اند. ارتباط برقرار کردن با کلمات برایم سخت شده است؛ چرا که یک وقفه، حتی کوتاه، باعث رنجش آن‌ها می‌شود. اما در این میان، فهمیدم که کلمات برای من حکم راهی برای تنفس را دارند؛ شیوه‌ای برای زندگی […]

Read More

فردیت، زبان و تجربه‌ی دختران افغانستان در آثار آین رند

امسال در روز جهانی کتاب، می‌خواهم یکی از بهترین کتاب‌هایی را که در این هفته تمام کرده‌ام، معرفی کنم. وقتی برای نخستین بار کتاب «سرود» (Anthem) اثر آین رند را خواندم، تصور نمی‌کردم یک اثر ادبی بتواند تا این اندازه مرا به واقعیت‌های زندگی امروز نزدیک کند. در ظاهر، این کتاب درباره‌ی یک جامعه‌ی خیالی […]

Read More

رقصِ شعله در باد

در روزگاری که انگار تمام غم‌های جهان در تنِ یک زن یا یک دختر در افغانستان خلاصه شده است، زندگی هنوز هم درزهای کوچکی برای نفوذ نور پیدا می‌کند. غمی که ما از آن حرف می‌زنیم، یک دلتنگی ساده نیست؛ غمی است که از دیوارهای بلند خانه‌نشینی بالا می‌رود، روی کتاب‌های دربسته‌ی مکتب می‌نشیند و […]

Read More

خاموشیِ یک عشق؛ پنج سال دوری از کتاب

نگاهی به صفحات مجازی می‌اندازم؛ در میان پست‌ها، جمله‌ای پرمعنا اما برای من طاقت‌فرسا و دردآور توجه مرا جلب می‌کند: «روز جهانی کتاب مبارک». با خود مکث می‌کنم و می‌گویم مگر می‌شود من این روز را فراموش کرده باشم؟ چطور این روز خاص از یادم رفته است؟ بیشتر که فکر می‌کنم، یادم می‌آید نزدیک به […]

Read More

جوانان هزاره؛ شکوفه‌های امیدِ کابل

در قلب کابل، دخترانی حضور دارند که وجودشان لبریز از قدرت و انگیزه‌ است. من امروز در غرب کابل، شاهد جمعی از دخترانی بودم که با کتابچه‌ها و قلم‌هایی در دست، مشغول حفظ کردن لغات انگلیسی بودند. وقتی برای چند روز به‌منظور درس خواندن به این مکان رفتم، با دخترانی مواجه شدم که تمام کلام‌شان […]

Read More