بازتابی بر ظلم و بیداد در سرزمینی که سکوت فریاد میزند! آفتاب، مانند هر روز، با شکوه و آرامش طلوع میکرد. من هم با همان انرژی خاصی که از آغاز روزهای جدید سراغم میآید، آماده شدم. کتابهایم را در آغوش گرفتم و در آینهی قدنما به خودم خیره شدم. درخشش نایاب در چشمانم موج میزد؛ […]
Read More