دختر جوانی در دهات زندگی میکرد. او در ایام کودکی مادرش را از دست داده بود؛ آنقدر کوچک بود که اصلاً چهرهی مادر را به یاد نمیآورد. دلِ پدر برای طفلش که دیگر مادر نداشت، پرپر میشد. پدر، دیگر فرزندانش را هم دوست داشت، اما این دخترک را بیشتر از همه عزیز میداشت؛ چرا که […]
Read More