ثانیههای گرد ساعت، که بر دیوار میچرخند، برای من به تسبیحی تبدیل شدهاند. هر حرکت آن، مهرهای است که با هزار ذکر پشت سر میگذرانم. چندین بار شمردهام که چند مهره باید بگذرد تا از «روزهای شبمانند» به «شبهای روزمانند» برسم. از روزها فرار میکنم و به شب پناه میبرم. به نویسندگانی که از شب […]
Read More