روزی که امر به معروف مرا ایستاد کرد

در تاریخ ۹ اپریل ۲۰۲۶، در سرک برچی به طرف کورس می‌رفتم. همراه یکی از دوستانم بودم و مثل همیشه در راه باهم صحبت می‌کردیم و پیاده می‌رفتیم تا به دروازه‌ی کورس برسیم. از همان صبح، اصلاً حال خوبی نداشتم. آرام‌آرام به طرف بالا می‌رفتیم و نزدیک مارکیت رسیده بودیم. اطراف شلوغ بود. نگاهم به […]

Read More

تحصیل حق من است

تحصیل حق من است؛ نه خواهشی که آن را طلب کنم، نه امتیازی که کسی آن را ببخشد یا به لرزه درآورد. بلکه حقیقتی‌ است که در وجودم ریشه دارد؛ حقی که با من زاده شده و در رگ‌هایم جریان دارد، درست مثل نفس کشیدن، مثل تپش آرام قلبم در سینه‌ام. این حق، از نخستین […]

Read More

پنج سال انجماد

امشب از آن شب‌هایی است که سقف اتاق سنگینی می‌کند؛ انگار آسمان، با تمام ابهت و تاریکی‌اش، فرود آمده است تا روی سینه‌ام بنشیند. حسی دارم که نه در کلمات می‌گنجد و نه راهی برای فرار از آن باقی مانده است. دلم گرفته؛ نه از آن دل‌گرفتگی‌های معمولی که با یک پیاله چای یا تماشای […]

Read More

اعتماد (۲۶): مزاری؛ مثل همه، فراتر از همه

کنگره‌ی حزب وحدت در بامیان، در سال ۱۳۷۰ خورشیدی، نقطه‌ی آغاز فهم طرح مهندسی بابه مزاری و گشایش «کاریدور بدیل» او در تاریخ تحول سیاسی و مدنی جامعه‌ی هزاره است. در این کنگره، بابه مزاری به ریاست شورای مرکزی، یا به تعبیر دقیق‌تر، به جایگاه رهبری حزب وحدت برگزیده شد. این انتخاب، صرفاً یک تصمیم […]

Read More

بناهای افغانستان همین دخترانش است

آموزش تنها یک حق ساده نیست؛ بلکه زیربنای آینده‌ی هر جامعه است. وقتی از آموزش دختران سخن می‌گوییم، در حقیقت از رشد یک ملت از روشنایی یک نسل و از امید به فردایی بهتر حرف می‌زنیم. اما امروز، در افغانستان، این حق اساسی برای بسیاری از دختران با محدودیت‌ها و چالش‌های جدی روبه‌رو شده است. […]

Read More