رهایی از مقایسه، پذیرش خویشتن و هنر سپاس‌گزاری

از زمانی که خود را شناختم و بار سنگین زندگی را بر دوش گرفتم، مسیرهای پرپیچ‌وخم و فراز و نشیب‌های زندگی را با تمام دشواری‌هایش پیمودم. تمام مسئولیت‌های زندگی و اهدافم را پذیرفتم و این مسئولیت‌ها مفاهیم زیبایی را به من آموختند. تا به امروز، با انگیزه‌ی کامل به راهم ادامه داده‌ام و این‌ها همه […]

Read More

سه سال تلخ و شیرین؛ تجربه‌هایی که مرا ساخت

زمان می‌گذرد و همراه با آن عمر ما نیز در حال گذر است. در این گردش، گاهی با سختی، گاهی با خوشی، گاهی با غم، دوری و درد روبه‌رو می‌شویم. اما با گذشت زمان و روبه‌رو شدن با موانع و چالش‌ها، چیزهای جدیدی تجربه می‌کنیم و بیشتر از این پستی‌وبلندی می‌آموزیم. با توجه به این […]

Read More

آرزوهای به سرقت رفته

سوالی که سال‌هاست ذهنم را درگیر کرده، این است که آیا دختر بودن جرم است؟ جوابی برای این سوال پیدا نمی‌کنم و نمی‌دانم این قصه‌ی دردناک را از کجا شروع کنم؛ حتی بیان این حرف‌ها موهای تنم را سیخ می‌کند. سال ۱۴۰۲ بود؛ سالی که سه فصلش هم‌چون باد گذشت؛ اما با سختی. سختی‌هایی که […]

Read More

سلامی به 2025

امروز دفتر خاطرات 2024 زندگی‌ام را خلاصه می‌کنم و این دفتر قطور را می‌بندم. سالی که هجده ساله شدم، سالی که از دوران کودکی‌ام گذر کردم و وارد دوره‌ی جدیدی از عمرم شدم. در این سال بیشتر از هر سال دیگر رشد کردم. دیگر فهمیدم که زندگی فقط در احاطه‌ی مکتب و حول و حوش […]

Read More

کوچه‌ی خالی و نوید آرامش دیگر

در کوچه‌ی خالی، آرام و بی‌صدا در دل یک روز خزانی قدم می‌زنم. برگ‌های زرد و نارنجی درختان، فرشی از زیبایی زیر پاهایم پهن کرده‌اند. هوای خنک با عطر خاک نم‌خورده پر شده است و باران آرام برگ‌ها را از شاخه‌ها جدا می‌کند. هر قدم که برمی‌دارم، صدای خش‌خش برگ‌ها در سکوت کوچه طنین‌انداز می‌شود؛ […]

Read More