اعتماد (۲۵): محقق؛ داس کج در سیاست هزاره – بخش سوم و پایانی

موضع‌گیری موج‌سوارانه‌ی محقق درباره‌ی مسأله‌ی دیورند، یکی از نمونه‌های روشن سیاست «داس کج» است؛ سیاستی که پیش از سنجش سود و زیان مردم، به دنبال موج، صدا و حضور در صحنه می‌دود. مسلله‌ی دیورند، زخمی کهنه، چرکین، حساس و پرهزینه در سیاست افغانستان است. هیچ سیاست‌مدار مسئولی این زخم را با هیجان، نامه‌نگاری، شعار و […]

Read More

داستانی که هنوز کامل نوشته نشده

امشب، شبی طوفانی است؛ شبی که فریادهای آسمان به‌وضوح شنیده می‌شود. وقتی از پنجره بیرون را دیدم، دلم گرفت؛ دلم گرفت از تمام ظلم‌ها، از تمام اشک‌ها و از تمام رویاهایی که هنوز فقط رویا مانده‌اند. بغضی عظیم گلویم را فشرد؛ نفس کشیدن برایم سخت شده بود. یاد روزهایی افتادم که زیر همین باران و […]

Read More

چادری؛ نماد اسارت و اجبار، نه نماد دینی

چادری برای من کلمه‌ای است که در آن اجبار و زور نهفته است. برداشت من از چادری، قید و محدودیت، چیزی شبیه زندان است. در حالی‌که در دین من، حجاب مطرح است، نه چادری. من دختری هستم که در این چهار سال، به اجبار چادری بر سرم انداخته شده است. چادری‌ای که وقتی به آن […]

Read More

ازدواج اجباری؛ قفس خاموشِ دختران

شروع قصه‌ی دردش از همین‌جا بود: «مریم، عروسی کردی؟» برایم جالب آمد. نوشتم: «نخیر، هنوز نی‌نی هستم. باید بزرگ شوم و تحصیلاتم را ادامه بدهم. چرا این سوال؟» دقیقه‌ای نگذشت که پاسخ داد: «من با عروسی خودم را بدبخت کردم. آفرین به تو که ادامه می‌دهی. نزدیک به سه سال است که عروسی کرده‌ام، اما […]

Read More

من اعتراض دارم…!

با ورود طالبان به شهر کابل، دانشگاه‌های این شهر تعطیل شد و دختران و زنان از حضور در خیابان‌ها، آموزش و اشتغال منع شدند. تلویزیون کابل نیز تعطیل گردید و فعالیت‌های آن رسماً حرام اعلام شد. برخی از سینماها و مراکز فرهنگی هم به آتش کشیده شدند. افغانستان کشوری است که بسیاری از تصمیمات آن […]

Read More