دخــــــتر

۲۹ اپریل، مصادف با ۹ ثور، روز دختر است. آری، روزی به‌نام دختر؛ اما نه برای دختران افغانستان. دختران افغانستان هیچ روزی ندارند جز روزهای ظلم، ستم، جبر، توهین، تحقیر و همه‌ی نابرابری‌هایی که از آغاز تا امروز دیده و تحمل کرده‌اند. جالب است که روزی به نام روز دختر در تقویم جهانی است. روزی […]

Read More

دختر، مانند آب روان

آب، یعنی زندگی. یعنی طراوت، سلامتی و دلیل بودن در این جهان. صدای آرام‌بخش و گوارای آن، هم‌چون ندای لطیف یک دختر است؛ صدای نرم و دل‌نشینی که قلب‌ها را به آرامش می‌آورد. دختر نیز هم‌چون آب است؛ صاف، بی‌پیرایه و صادق، همراه با حسی از آرامش و طراوت که حضورش به هر کجا، سایه‌ای […]

Read More

دختر، مال مردم

این روزها گویا شب‌ها تاریک‌تر از همیشه‌اند و روزها جای شب را برای ما دختران می‌گیرند. از هر سو صدای قضاوت و حرف‌های سنگین به گوش می‌رسد. تا کَی می‌توانم این حرف‌ها را بشنوم؟ گوش‌هایم دیگر تاب این همه وزن را ندارند. نمی‌توانم در میان این هیاهو، صدای خودم را پیدا کنم. بارها شنیده‌ام که […]

Read More

دختر زمستانم

زمستان فصلی است با شب‌های سرد و طولانی، سرمای سوزناک و بارش دانه‌های بلورین برف. فصلی که طبیعت را سراسر سپید و چشم‌نواز می‌کند. برف، شعری سپید است که بدون وزن، مستقیم به دل می‌نشیند. دختر مانند برف است؛ سرد اما زیبا. در زمستان، بیش از هر فصل دیگری، خوشبختی‌ها در زندگی دختر می‌بارند. با […]

Read More

دختر بودن و سختی‌های آن

بعدازظهر بود و وقت شام نزدیک می‌شد. از کورس رخصت شدم. امروز مسیرم با روزهای دیگر فرق داشت؛ قرار بود مستقیم به خانه‌ی یکی از اعضای فامیل بروم، جایی که همه‌ی خانواده پیش‌تر از من رسیده بودند. در این راه، دو هم‌صنفی‌ام همراهم بودند، یکی از آن‌ها پسر کاکایم بود. راه طولانی بود و همچنان […]

Read More