دوباره پرواز خواهم کرد

دوران کودکی برای من همیشه پر از امید و آرزو بود. یادم می‌آید وقتی کوچک‌تر بودم، با خودم می‌گفتم روزی بزرگ خواهم شد، همه‌چیز را انجام خواهم داد و به دیگران کمک خواهم کرد. آن زمان‌ها، زندگی شیرین و بی‌دغدغه به نظر می‌رسید. در رویاهایم همیشه خود را خوشبخت می‌دیدم. بدون هیچ نگرانی و دغدغه‌ای […]

Read More

کتاب زندگی خود را زیبا بنویسیم

زندگی کتابی است که با قلم‌های خود ما نوشته می‌شود. تصمیم با ماست که از امیدهای رنگین بگوییم یا از فقر و مشکلات اجتماعی بنویسیم و از روزگار ناله سر دهیم. پس ما سازندگان این تقدیر و سرنوشت هستیم. سرنوشت نانوشته‌ی خود را با دستان خود ما نوشته می‌شود. بیایید زیبا بنویسیم! در این صفحه‌ها […]

Read More

به تمام دخترانی که در سکوت می‌درخشند

دختر بودن، نمادی از عشق، قدرت و شجاعت است. دختر بودن آسان نیست… دختر بودن یعنی جنگیدن بی‌صدا در جهانی که گاهی گوشش با صدای تو ناآشناست. یعنی فهمیده نشدن، اما باز هم فهمیدن. یعنی اشک ریختن پنهانی، ولی با لبخند رفتن سر صنف، سر کار، در دل زندگی. دختر یعنی همزمان ظریف بودن و […]

Read More

چرا ما دختران با «چراها»ی گوناگون روبرویم؟

دختر بودن یعنی مبارزه با هزاران درد بی‌صدا؛ دردهایی که گاهی حتی نمی‌توانی به زبان بیاوری. دختر بودن یعنی بار مسئولیت‌هایی را به دوش کشیدن که هیچ‌وقت انتخاب‌شان نکردی. گاهی آن‌قدر این دردها بزرگ می‌شوند که خودت را در برابرشان کوچک احساس می‌کنی. با خودت فکر می‌کنی، شاید اگر دختر نبودی، مسیر زندگی‌ات طور دیگری […]

Read More

گم‌شده در رویاها؛ پیدا شده در واقعیت

در روزگاران قدیم، دخترکی در روستای دورافتاده‌ای زندگی می‌کرد؛ دختری بازیگوش و کنجکاو که همیشه سرش در کار دیگران بود و در هر مساله‌ای سرک می‌کشید. این‌ها داستان‌هایی بودند که مادرم برایم تعریف می‌کرد؛ آن زمان‌هایی که من هنوز دغدغه‌ای جز شکم سیر و بازی نداشتم. وقتی کسی به خوراکی‌هایم دست می‌زد، آن‌قدر گریه می‌کردم […]

Read More