دختران؛ گل‌های شکفته‌ی سرزمینم

دختر بودن همیشه زیباست، اما دختر بودن در افغانستان داستان دیگری دارد؛ داستانی پر از صبر، اشک، جنگیدن و نترسیدن. اینجا، دختر بودن یعنی از همان کودکی سنگینی هزار قضاوت را بر دوش کشیدن. اینجا، دختر بودن یعنی جنگیدن برای ابتدایی‌ترین حقوقت: حق آموزش، حق حرف زدن، حق رؤیا داشتن و حق آزاد بودن… در […]

Read More

کتاب، بهترین همدم انسان

نگاهی به تجربه‌ی شخصی و کتاب‌های «من پیش از تو» و «من پس از تو» اثر جوجو مویز تا سال‌ها تصور می‌کردم این جمله که «کتاب بهترین همدم انسان است» فقط یک شعار کلیشه‌ای و بی‌معناست. برایم عجیب بود که چطور یک چیز بی‌جان، که صرفاً از کاغذ و رنگ تشکیل شده، می‌تواند همدم انسان […]

Read More

رویایی که ناتمام گذاشتند

در گوشه‌ای از خانه، در کوچه‌های سرد و خاموش، که نزدیک به چهار سال است دیگر صدای خنده‌های دختران در آن شنیده نمی‌شود. نرگس، دختری که امسال قرار بود اولین امتحان کانکور زندگی‌اش را سپری کند؛ اما این امتحان همانند رویایی ناتمام برایش ماند. نرگس پیش پنجره نشسته و از گوشه‌ی اتاقش به نور خورشید […]

Read More

مسیری که در آن از دل ناامیدی‌ها گذشتم

شنیده بودم که نوشتن جادو می‌کند؛ نگرانی‌ها را برطرف و انسان را به آرامش خاطر می‌رساند. سرم از نگرانی و درد می‌خواست چون کوه آتش‌فشان منفجر شود؛ اما با به یاد آوردن جمله‌ای: «نوشتن جادو می‌کند»، به کاغذی که کنارم بود پناه بردم و چنین نوشتم: «در هر لحظه‌ای از زندگی، امیدی نیاز است تا […]

Read More

دختر، درد، خاموشی، تنهایی و رنج

کلمه‌ای که در ذهنم می‌چرخد و به من سکوت را می‌دهد، همین «دختر» بودن است. در اینجا، در سرزمین‌ام و خاکی که متولد شده‌ام، هرگز برایم نگفتند که تو می‌توانی، تو شجاعی و صدایت در رشته کوه‌ها صدا می‌زند. بلکه فقط گفتند: هیس! اینجا کسی که از دختر بودن حرف نمی‌زند، ما دختران و مادرانی […]

Read More