روزی با مادرم به بازار رفته بودیم. وقتی از کنار یک دکان لباسفروشی عبور میکردیم، چشمم به لباسی افتاد که خیلی زیبا و شیک بود. آن لباس پشت شیشهی دکان قرار داشت و با دیدنش، از ته قلبم میخواستم آن لباس را داشته باشم. با دقت به آن نگاه میکردم و در ذهنم خودم را […]
Read More