سال ۱۴۰۴ را خوب آغاز کردم؛ اما نه آنقدر خوب که حالا خاطرهی خوشی از آن به یادم مانده باشد. سال کهنه برایم زندگی را آموخت؛ نهتنها یاد گرفتن برایم معنای جدید پیدا کرد، بلکه فهم و درکم نسبت به سنم نیز بیشتر شد و همچنان زجرهای ناعادلانه بسیار کشیدم. یکی از آن دردها در سال کهنه، برایم پُر از درد و بیپولی بود. کنایه و حرفهای بد و بیراه بسیار شنیدم؛ اما با تمام سختیهایش مرا نسبت به سالهای قبل قویتر نمود.
در مقابل حرفهایی که مرا وسوسه میکرد که دیگر به مکتب نروم یا اینکه ترک تحصیل کنم و دست به کار کردن بزنم، مقاومت کردم. در اواخر سال ۱۴۰۴ میخواستم به کورس انگلیسی بروم؛ ولی آنقدر پول نداشتم که فیس کورس را بدهم. همچنان خانوادهام مخالف درس خواندنم بودند؛ از یکسو فشار مالی داشتم و از طرف دیگر مخالفت فامیلم برایم اذیتکننده و حتی ناامیدکننده بود. هر روز با حرفهای طعنهآمیز خانواده، روزم را به سر میبردم.
در سال کهنه هیچ دوست و رفیقی نداشتم که برای چند لحظه با او درد دلم را بگویم. در سال کهنه مورد اذیت مردم قرار گرفتم. هر روزی که به طرف مکتب میرفتم، همسایهها مرا مسخره میکردند. میگفتند: «این دختر را ببینید! خجالت نمیکشد؟ بهجای درس خواندن، برود در خانه بنشیند و اینقدر مصارف پدر خود را بالا نبرد. این دختر باعث میشود که دختران ما هم از او یاد بگیرند.»
از طرف دیگر، صدای خندیدن پسران نوجوان را میشنیدم که به من میخندیدند. من چارهای جز تحمل نداشتم. تا خیلی مدتها توانستم مقدار پولی تهیه کنم و به کورس انگلیسی بروم؛ اما تسلیم نشدم و ادامه دادم.
وقتی به کورس وارد شدم، دخترانی بودند که چهرههای شاد داشتند؛ پُر از استقامت و امید که در چشمانشان نمایان بود. آن فضا آنقدر زیبا بود که مرا وادار کرد انگلیسیام را ادامه دهم. روز اول درسیام برای خودم هدفی تعیین کردم؛ هدفی که دقیقاً چهار سال قبل نتوانسته بودم به آن برسم. تصمیم گرفتم زبانم را قوی کنم تا بتوانم وارد دانشگاه شوم.
خوشبختانه از این سختیها و دغدغههای زندگی عبور کردم. اینها تجربهای بود که مرا آگاهتر و قویتر ساخت. این سختیهای زندگی را قبول دارم، چون میدانم دختری هستم که در افغانستان متولد شدهام و اکنون تحت حاکمیت طالبان زندگی میکنیم. با وجود اینکه محدودیتهای زیادی وجود دارد، من هنوز امیدم را از دست ندادهام، بلکه همهی دختران در دلشان امیدی دارند.
هدفی که برای سال جدید ۱۴۰5 تعیین کردم، این است که سالی پُر از موفقیت و آرامش داشته باشم؛ سالی که ما دختران افغانستان بتوانیم دوباره به مکتب برویم؛ سالی پُر از صلح، سالی که دیگر اشکهای دختران وطنم نریزد و دیگر بر خواهران و برادران ما ظلمی نباشد.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه