پرده را پس میزنم (۲۲)؛ قصهی اسلامآباد (قسمت دوم) زندگی در اسلامآباد، هر روز چهرهی تازهای از خود نشان میدهد. معجون جالب «بیم» و… فوریه 20, 2026 89
پرده را پس میزنم (۲۱)؛ قصهی اسلامآباد (قسمت اول) قصهی بهار، حداقل تا این بخشی که خود او خواسته است روایت کند،… فوریه 20, 2026 64
پرده را پس میزنم (۲۰)؛ قصهی صبر مادرم (قسمت پنجم) در حالی که موتر به سمت شفاخانه حرکت میکرد، ترس عمیق و اضطراب شدید در… فوریه 20, 2026 54
پرده را پس میزنم (۱۹)؛ قصهی یک خشم (قسمت چهارم) درسهای امپاورمنت، هر روز دریچهی تازهای را بر روی من میگشود. احساس میکردم این درسها… فوریه 20, 2026 59
پرده را پس میزنم (۱۸)؛ قصهی یک جرقه و یک نور (قسمت سوم) در سنی که باید در دنیای رنگارنگ و شاداب دخترانهام غرق میشدم، احساس میکردم که… فوریه 20, 2026 56
پرده را پس میزنم (۱۷)؛ قصهی رنجهای من (قسمت دوم) روایت گذشته، بخشی از زندگی مادرم را بازگو میکرد و حالا نوبت به زندگی خودم… فوریه 19, 2026 45
پرده را پس میزنم (۱۶)؛ قصهی اشک مادرم بهار، از زمانی که در جلسات امپاورمنت شرکت میکردم، توجهم را به خود جلب کرد.… فوریه 19, 2026 52
پرده را پس میزنم (۱۵)؛ قصهی عشق و انتخاب (قسمت دوم و پایانی) راحِل گفت: «وقتی پدرم از اتاقم بیرون رفت، تنها شدم و در تنهاییام فرصتی یافتم… فوریه 19, 2026 61
پرده را پس میزنم (۱۴)؛ قصهی عشق و انتخاب (قسمت اول) راحل را فاطمه خواهرم به من معرفی کرد. او دو دوره قبلتر از فاطمه در… فوریه 19, 2026 70
پرده را پس میزنم(13)؛ قصهی آوارگی و رهایی تصمیم پدرم برای مهاجرت همهی ما را غافلگیر کرد. او پاسپورت همهی اعضای خانواده را… فوریه 19, 2026 63
پرده را پس میزنم (۱۲)؛ قصهی جنگ و جهاد سن دقیق پدرم را نمیدانم. او هم سندی ندارد که نشان دهد در کدام تاریخ… فوریه 19, 2026 49
پرده را پس میزنم (۱۱)؛ قصهی من و پدرم ریشهی روایت امروز من به یکی از جلسات امپاورمنت بر میگردد که هفتهها قبل سپری… فوریه 19, 2026 63