صفحههای خوشبو ورقهایش را یکییکی، صفحهبهصفحه ورق میزدم. با چشمان نیمهباز، تمام موضوعات و عنوانهایش را بررسی… فوریه 24, 2026 56
رویاهای بلند یک دختر دختری به نام صابره در کشوری به دنیا آمده بود و زندگی میکرد که ارزش… فوریه 24, 2026 47
طالبان نان ما را هم از ما گرفتند ما فعلاً در کشوری زندگی میکنیم که مردمان آن برای ادامهی زندگیشان مصروف کارهای مختلف… فوریه 24, 2026 42
دنیای هنر و تجربهی من از آن اولینبار زمانی با واژهی «هنر» آشنا شدم که شاگرد صنف سوم مکتب بودم. برایم خیلی… فوریه 24, 2026 115
دلدادگی و هرگز نرسیدن در بازار گیروبار و پُرهیاهو با دوستم در حرکت بودم و تلاش میکردم از میان… فوریه 24, 2026 70
لبخند مادرم هرگز تکراری نمیشود رنگ و رخ مادرم سپید شده بود و چشمانش طوری به نظر میرسید که میخواهند… فوریه 24, 2026 56
رویای پرواز شش ساله بودم که در اعماق وجودم دانهای جوانه زد، دانهای که روزبهروز بزرگتر و… فوریه 24, 2026 59
ترس؛ سایهای که آرامش را نابود میکند خوب یادم هست لحظه به لحظه آن روز را، روز عروسی خواهرم بود. کمکم خبر… فوریه 24, 2026 60
«روشنایی خاکستر» در دورافتادهترین گوشهی این شهر، در قریهای کوچک، زنی زندگی میکند که معنای فرشته بودن،… فوریه 24, 2026 60
از قصههای مادر تا قولهای دختر ساعت ۱۱:۳۰ شب بود. بعد از نوشتن کارخانگی، که البته بیشتر وقتش را صرف فکر… فوریه 24, 2026 70
روزهای ساده، درسهای بزرگ در یک اتاق، پنج نفر هستیم و سکوت کامل بر فضای اتاق حاکم است. هر… فوریه 24, 2026 41
میخواهم زیر نور ماه قدم بزنم هوا مثل هر روز زمستانی سرد بود؛ اما من نمیتوانستم سردی را حس کنم. با… فوریه 24, 2026 46