پروازهای خیال روزی از روزها کنار پنجره اتاقم نشسته بودم و به ساختمان زیبایی که روبهروی خانهمان… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 0
از رویایم مینویسم همهچیز از لحظهای در کودکیام شروع شد، درست همان لحظهای که دور و اطرافم پر… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 3
مرا بگذار تا آزاده باشم «مرا بگذار تا آزاده باشم، کمی با خاطرات دل آسوده باشم. مرا بگذار من نوجوانم،… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 2
قصههای مادرم؛ از روزگارِ سخت تا روزهای پُرامید شَبهای خاموش کابل وقتهایی که بادی از شیشههای لرزان خانه صدا میکشید، مادرم پیشم مینشست… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 2
خودم رفتم؛ اما قلمم هنوز فریاد میزند چهار سال گذشته است؛ چهار سال سکوت، چهار سال اشک، چهار سال انتظار. فریاد خاموش… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 4
گشتهای خانهبهخانهی طالبان دیروز در مراسم شیرینیخوری بودیم که به یکی از زنان حاضر در جمع تلفن شد.… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 0
باران از شادی خواهد بارید! قطرهی سرد باران مثل اشکی ناخواسته روی صورتم لغزید. چشمانم را باز کردم و آسمان… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 5
تو میتوانی، حتی اگر نگویند! این بار خواستم از او روایت کنم؛ از زنی که انگار در میان تمام موجوداتی… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 6
قهرمانان گمنام وطن روزی در یک فامیل فقیر، دختری به نام صابره به دنیا آمد. اما پدر صابره… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 2
در حصار بیسرنوشتی؛ روایتی از زنان افغانستان زن بودن در افغانستان همیشه معنایی متفاوت داشته است. زن، یعنی وجودی نامأنوس و نامحسوس!… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 1
خون و خاک؛ افغانستان ملت تسخیرناپذیر شورویها با هزاران خواستهی شوم و افکار شیطانیشان به کشور ما داخل شدند. اندیشهی سرکوب… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 4
به یاد دوران خوش گذشته، بیا با هم بسازیم! میخواهم بنوشم و مست شوم، شاید فراموش کنم که دیگر کسی به گذشته فکر نمیکند.… دلو ۲۲, ۱۴۰۴ 1