روزی که رویاهایم جان گرفت امروز برای من یک روز متفاوت و خاص بود؛ روزی که حس کردم زندگیام وارد… جولای 11, 2026 47
آیندهای که مرا نگران میکند گاهی وقتها در سکوت با خودم فکر میکنم. به آینده، به روزهایی که هنوز نرسیدهاند… جولای 9, 2026 93
من حسود نیستم، فقط حقم را میخواهم آیا من حسودم؟ شاید… اما من به زندگی راحت حسادت میکنم، به حقی که از… جولای 9, 2026 84
من؛ ستارهای که همیشه پشت ابر پنهان نمیمانم امشب در حویلی نشستم تا کمی حال و هوایم تبدیل شود. چشمانم به ستارهها خورد… جولای 9, 2026 98
وقتی خانواده اولین زخم را میزند! هر بار که از شجاعت حرف میزنند، بیاختیار به چهرهی دختری فکر میکنم که شاید… جولای 9, 2026 93
اعتماد (۴۴): علوم اجتماعی؛ نقطهی ثقل میدان فردای همان روزی که از غزنی برگشتم، دوباره به علوم اجتماعی رفتم. این بار قصدم… جولای 9, 2026 711
کتابی که روح مرا تکان داد یک روز در کنج خانه نشسته بودم و کتاب «چه کسی پنیر مرا برداشت» را… جولای 8, 2026 185
پشت هر زن موفقی، یک مادر شجاع است مادران سرزمین شجاع افغانستان زنانی از جنس امید و پر از استقامت هستند. قصههای آنان… جولای 8, 2026 220
«از میان این دخترها یکی را انتخاب کن!» او به پسرش گفت: «جان مادر، ببین و از میان این دخترها یکی را انتخاب… جولای 8, 2026 236
کودکان کار و مسوولیت ما امروز قلم من سنگین است چون که میخواهم از کودکانی بگویم که در سراسر جهان،… جولای 8, 2026 212
یک تماس و دو حس متفاوت؛ از کامیابی پسرم، به خاطر دخترانم نمیتوانم شاد باشم شام دوشنبه، ۱۵ سرطان ۱۴۰۵، ساعت حدود ششونیم بود که تلفن خانهی مریم زنگ خورد… جولای 8, 2026 123