پانزدهم اگست؛ تغییر یکبارهی زندگیام هیچگاهی فکر نمیکردم زندگیام چنین بهیکبارگی تغییر کند؛ مثل اینکه بهیکبارگی از دنیایی وارد دنیای… آگوست 15, 2026 159
۱۵ اگست؛ روزی که کتابهایم جا ماند حس عجیبی داشتم. تمام وجودم را ناامیدی فرا گرفته بود. در حال انجام تمرینهای ریاضی… آگوست 15, 2026 210
15 آگست؛ روزی که رویاهایم فرو ریخت یاد آن خاطرات هرگز از ذهنم پاک نمیشود، خاطراتی که برای من و بسیاری از… آگوست 15, 2026 189
۱۵ اگست؛ آغاز مهاجرت و جستجوی آینده صبح آن روز آشفته به نظر میرسید. حالم خستهتر از همیشه بود و مادرم نگرانتر… آگوست 15, 2026 178
در پنجسالگی تسلط طالبان؛ «امروز ریش من هم امارتی شدهاست…!» امروز، ۲۴ اسد ۱۴۰۵ است، برابر با ۱۵ آگست ۲۰۲۶. پنج سال از روزی میگذرد… آگوست 15, 2026 62
هنوز برای ساختن دیر نیست شاید زندگی برای من و دختران دیگر در افغانستان آسان نباشد، شاید هر روز با… آگوست 13, 2026 135
آخرین نگاه به مکتب؛ اولین وداع با رویاها امروز از کنار دروازهی مکتبی عبور کردم که روزی همهی امید و آرزوهایم به آن… آگوست 13, 2026 119
نان و زخمهای پنهان جهان ما کنار مادرم نزدیک تنور که نان میپخت، برای کمک ایستاده بودم. عطر و بوی نان… آگوست 13, 2026 87
این پنج سال چگونه گذشت؟ پنج سال قبل، زمانی که شرایط و حکومت به یکبارگی تغییر کرد، من دختر کوچکی… آگوست 13, 2026 115
اعتماد (۵۹)- چشم در چشمِ توفان؛ میبینیم و میایستیم! یادداشت پیشین را درست در همان لحظه توقف دادم که هنوز توفان بهتمامی نرسیده بود.… آگوست 13, 2026 2422
سواد؛ قولی که به چشمان یک زن دادم…! بعضی دیدارها تنها چند دقیقه طول میکشد؛ اما تا سالها در ذهن آدم زندگی میکند.… آگوست 12, 2026 88
چرا آرزوهایم را ربودند؟ زندگی، مسیر پرپیچووخم و سنگلاخی است. گذر از آن دشوار است؛ اما حرکت به سوی… آگوست 12, 2026 84