میخواهم از خودم بنویسم میخواهم از خودم بنویسم؛ از دختری که دلتنگ مکتب، قلم و کتابهایش است. دختری که… مارس 16, 2026 82
میافتیم؛ اما بر میخیزیم ثبت و بازنویسی قصههای مادرم به یک تمرین روزمرهام تبدیل شده است. با شنیدن و… مارس 16, 2026 93
موهایم را خودم شانه میزنم! بزرگ شدم و شادیهایم در کودکی جا ماندند؛ همانجا، لابهلای خندههای بیدلیل، میان کوچههای غرق… مارس 16, 2026 105
مهاجرت و خاطراتی که هرگز فراموش نمیشود وقتی جمهوریت در افغانستان سقوط کرد و من مجبور شدم به پاکستان مهاجر شوم، در… مارس 16, 2026 81
مهاجرت و امید مهاجرت تنها یک واژه نیست، بلکه دنیایی از احساسات، خاطرات و تغییرات است. مهاجرت یعنی… مارس 16, 2026 140
من یلدایم؛ درازترین شب سال من یلدایم. هجده سال سن دارم. اسمم یادآور درازترین شب سال است. امروز به یاد… مارس 16, 2026 101
من خودم برای خودم هستم روزها یکی پس از دیگری میگذرند؛ گاهی خوشایند و گاهی آنقدر سخت که نمیدانی چه… مارس 16, 2026 191
من یک «دختر» هستم من یک دختر هستم. این جمله سادهترین و درعینحال عمیقترین حقیقتی است که مرا شکل… مارس 16, 2026 100
دوباره، من و بهار…! در این کشور، صداها و تصویرهای زیادی است. صداهایی که ما با بعضیهای آن عادت… مارس 16, 2026 122
من فرهادام؛ درس، شیرین من است! قصهی لیلی مخوان و غصهی مجنون، عهد تو منسوخ کرد ذکر اوایل روزگار مختلف، انسانهای… مارس 16, 2026 97
پرواز به سمت آرزوها من زهرا اکبری هستم، دختری که روزی در دلش رویاهای شیرین و بیپایانی داشت. رویاهایی… مارس 16, 2026 104