مادر، کاش همه سیاست را از تو آموخته بودند کتاب «چگونه سیاستمدار خوبی باشیم» را میخواندم که مادرم کنارم نشست. او خواندن و نوشتن… مارس 16, 2026 72
امید دوباره؛ دختر تو میتوانی! در صبحگاهی یکی از روزها، طبق معمول با شوق فراوان و هزاران امید در حال… فوریه 22, 2026 71
ستارهها در دل شب از کودکی رویایم نویسندگی بود؛ اینکه روزی قلمم پژواک امید و افتخار برای خانوادهام شود… مارس 14, 2026 71
فوتبال، فرصتی برای کسب مهارتهای جدید فوتبال، با زمین سبز و پرنشاطش، برای من فرصتی است برای یادگیری مهارتهای جدید، ایجاد… فوریه 22, 2026 71
رقص در سایههای ممنوع آفتاب عصرگاهی، با رنگهای گرم و ملایم خود، کوچههای باریک و پیچ در پیچ شهر… مارس 11, 2026 71
میخواهم دختر بودنم جرم نه، افتخار باشد وقتی چشم به این دنیا گشودم، نامم را با لبخند بر زبان آوردند؛ اما در… فوریه 24, 2026 71
ما به رویاهای خود قول رسیدن دادهایم سال اول حکومت طالبان بود. من در یکی از مراکز آموزشی برای آموختن زبان انگلیسی… مارس 16, 2026 71
ذهن ما باز و هنوز فعال است نمیگذارند ما نفس بکشیم. با گلویی که به خشخش افتاده و دیگر نای ادامه دادن… اکتبر 1, 2026 71
باران، پیامی برای بیدار شدن ساعت چهار و چهار دقیقهی صبح بود. مثل همیشه من صبح زود از خواب بیدار… مارس 3, 2026 71
روزهای ساده، درسهای بزرگ در یک اتاق، پنج نفر هستیم و سکوت کامل بر فضای اتاق حاکم است. هر… فوریه 24, 2026 71
پدر، ستون استوار زندگی من پدر واژهی ساده؛ ولی پر از معنای بزرگی و استواری است. شاید اگر از هر… مارس 3, 2026 71
شمع خاموش من یگانه دختر خانوادهی 8 نفری هستم که پنج برادر دارم و اتفاقاً کوچکترین فرزند… مارس 14, 2026 71