برای خواهرم، برای خواهرانم، برای خواهرت

نوزدهم میزان هر سال به خصوص امسال، روز بزرگی برای ما دختران است. روزی است که باید به یاد داشته باشیم دختریم، آن هم دختر افغانستان!

دختر افغانستان بودن یعنی زیستن در شرایطی که دیگران برایت ساخته‌اند، یعنی مبارزه‌ی هرروزه با محدودیت‌ها و بی‌عدالتی‌ها، حتی برای ساده‌ترین حق‌های ما که این حق‌ها را مردانی که سیاست و قدرت در دست آنان‌اند بر ما سخت کرده‌اند. دختر افغانستان بودن یعنی برای رسیدن به رویاهایت، بسیاری از خوشی‌هایت را قربانی کنی…!

چهار سال پیش، برای رفتن به مکتب، برای درس خواندن و پیگیری اهداف و رؤیاهای خود، بسیاری از ما جان و آرامش خود را به خطر انداختیم. در راه علم، تحقیر و منت را به جان خریدیم. در این مسیر، خواهران و هم‌کلاسی‌های خود را از دست دادیم. بسیاری از خواهران ما همراه با کتاب‌چه‌های خالی، کتاب‌های نخوانده و آرزوهای نرسیده زیر خاک رفتند.

با لباس یونفورمی که می‌خواستند روزی لباس داکتری یا انجینری را جای آن بپوشند، دفن شدند؛ اما ما هنوز برای رؤیاهای خود می‌جنگیم.

هر قدم به سوی علم، پر از خطر و مبارزه بود و هر موفقیت، با درد و رنج به‌دست آمد. با سقوط دولت جمهوری، دنیای دختران تاریک‌تر و خاموش‌تر شد.

پانزدهم آگست، تلخ‌ترین روز بود؛ روزی که جهل و بی‌عدالتی حکم‌فرما شد، روزی که دیگر دختر، انسان شمرده نمی‌شد.

حقوق ما گرفته شد، دروازه‌های مکتب‌ها زنجیر خورد، کورس‌های آموزشی متوقف شدند و حتی صدای ما را ممنوع کردند؛ گفتند نباید در کوچه و پس‌کوچه شنیده شود.

ما دختران در سکوت قربانی شدیم. زنده‌به‌گور شدیم، به دار آویخته شدیم، سنگسار شدیم، ناپدید شدیم، مورد تجاوز قرار گرفتیم. آیا از این بی‌رحم‌تر می‌شود؟

حتی اینترنت از ما گرفته شد و ارتباطمان با جهان قطع گردید. تقصیر ما چیست؟ گناه ما چیست؟

ما قربانی جهل، سیاست و نابرابری جامعه‌ایم؛ جامعه‌ای که نمی‌خواهد دختر را ببیند، بشنود و رشد دهد.

این‌همه ظلم را تحمل کردیم و سکوت نکردیم؛ اما صدای ما را با گلوله، تهدید و وحشت خفه کردند. با ترساندن از آبرو، ما را خاموش کردند. چرا؟

چون دختریم، دختر افغانستانیم.

ما دختریم؛ ما کتاب، علم، رؤیا و امید داریم. حق داریم بخوانیم، رشد کنیم و زندگی کنیم. هر قدمی که برمی‌داریم، هر گلوله‌ای که ما را تهدید می‌کند و هر محدودیتی که بر ما تحمیل می‌شود، یادآور قدرت، مقاومت و شجاعت دختر افغان است.

روز دختر، روز یادآوری است که دختر بودن در افغانستان آسان نیست. اما شجاعانه است. این روز، یادآور استقامت دختران است؛ تلاششان برای رسیدن به علم و آزادی و مبارزه‌شان برای داشتن زندگی عادلانه و انسانی.

هر دختر افغان که هنوز می‌خواند، هنوز می‌جنگد و هنوز ایستاده است، قهرمان واقعی است و صدایش باید شنیده شود.

پس امروز، روز دختر است؛ روز ما، دختران افغانستان. ایستاده‌ایم تا یادآوری کنیم که با تمام محدودیت‌ها، با تمام ظلم‌ها و با تمام تهدیدها، ما وجود داریم، می‌خوانیم و نمی‌میریم. کتابچه‌های خالی را خود پر می‌کنیم، آرزوهای خاک‌گرفته را خود به واقعیت تبدیل می‌کنیم و با زغال بر کاغذ‌های پاره می‌نویسیم، حتی اگر قلمی نماند.

ما زنده‌ایم و رؤیاهایمان را ادامه می‌دهیم، حتی وقتی دنیا می‌خواهد ما را فراموش کند. این است فریاد ما در سکوت، فریادی که امروز محکم‌تر و بلندتر از همیشه نوشته می‌شود.

ما دختران افغانستانیم.

یادت نرود، خواهرم؛

یادت نرود، خواهرت؛

یادت نرود، خواهرانم؛

ما دختریم و دختر افغانستان، و هیچ‌گاه رؤیاهای خود را فراموش نمی‌کنیم، رؤیایی که با خون خواهرانمان نوشته شده و در قلب ما زنده است.

روزم، روزت مبارک خواهرم!

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000